هرکه از ما شد علّامهاش بايد خواند
غلامرضا بني اسدي
ما خيلي خوبيم هرکس به انتقاد از ما سخني بگويد بايد از هستي ساقط شود. ما خيلي، خيلي خوبيم اگر کسي آينهاي برابر ما قرار داد که چيز ديگري را روايت ميکرد بايد آينه را شکست! ما هميشه خوبيم و هرکس از ما باشد هم خوب است و هرکس از ما نباشد همه محاسنش عين معايب است اما از ما معايب را هم بايد محاسن شمرد. حکايتي دارند اين جماعت که در ستيز آشکار با حکمت است اما براي آنان آنچه مهم است خودستايي است. براي آنکس که ميپسندند فهرستي از ويژگيهايي مينويسند که رسيدن به هر کدام، عمري جداگانه ميخواهد اما چون از آنان است با درس خواندن در يک رشته، در همه رشتهها صاحب نظر ميشود. کافي است جامعه شناسي بخواند بر فيزيک هم مسلط ميشود. الهيات بخواند که همه علوم، در صف ميايستند براي ورود به انديشه او. حالا اين که اين نشدني است براي آنان تحقق يافته است چون چنين ميپسندند اما اگر فرد ديگري که از مدار آنان خارج است، يک عمر بگذارد براي تحقيق در يک رشته، او را به اندازه يک دانشجوي همان رشته هم قبول ندارند.
عجيبند اينها و رفتارهاشان اما وقتي سخنرانانشان درس نخوانده و مکتب نرفته، داعيه برتري بر متخصصان همه علوم دارند چرا چنين جايگاهي را براي شخصيتهاي مورد قبولشان قائل نباشند. آقاي کارشناس فلان رشته از فلان دانشگاه دور افتاده ميشود سخنراني که در همه امور اظهار فضل ميکند. آن ديگري گرفتار «دکترينال» است تا نگويد دکترا ندارد. يکي خود را «استراتژيست» ميخواند و به دنبال قد گرفتن با «برژينسکي». در نهايت «تواضع!» دچار خودبرتربيني هستند. خب معلوم است افرادي که پاي سخنان اينان بنشينند هم از همين جنس ميشوند.فکر ميکنند خدا همه علوم را بسان برشهاي پيتزا روي ميز کساني قرار داده که آنان ميپسندند. فضاي مجازي دارد منفجر ميشود از بس اينان نسبتهاي خاص به افراد مورد علاقه شان ميدهند. بگذريم.
سخنرانان که احوالشان معلوم است اما خدا شخصيتهاي محترم را از شرچنين دوستاني حفظ کند. فهرستهاي غلو آميز اينان ارزشي نميافزايد اما هيزم ميشود براي شعله انداختن به شخصيت محترم افراد. شايد اينان گرفتار «حب الشيء يعمي و يصم» باشند اما شخصيتها بايد به حکم نبوي «احثُوا فِي وُجُوهِ الْمَدَّاحِينَ التُّرَاب» به صورت چاپلوسان خاک بپاشند. شايد اين خاک فرو بنشاند غباري را که برافروختهاند....