تقويت وحدت ملي، راهکار عبور از روزهاي سخت
در شرايطي که کشور با مجموعهاي از فشارهاي اقتصادي، تحولات پيچيده منطقهاي و افزايش مطالبات اجتماعي روبروست، ضرورت توجه به اصل بنيادين اتحاد و انسجام ملي بيش از هر زمان ديگري احساس ميشود. تجربههاي تاريخي ايران در دورههاي مختلف نشان داده که ملت ايران در بزنگاههاي حساس و دشوار، زماني توانسته از بحرانها با موفقيت عبور کند که همدلي، اعتماد عمومي و همگرايي داخلي در جامعه تقويت شده است. از طرفي سرمايه اجتماعي و پيوند ميان مردم و مسئولان، مهمترين پشتوانه براي حفظ ثبات، امنيت و پيشرفت و همدلي کشور محسوب ميشود. امروز در فضاي پرتنش منطقه و جهان، تقويت روحيه همبستگي ميان اقشار مختلف مردم، نخبگان، مسئولان و جريانهاي فکري ميتواند زمينهساز عبور کمهزينهتر از مشکلات و افزايش اميد در جامعه باشد. در چنين شرايطي، هرگونه رفتار، گفتار يا اقدامي که منجر به تعميق شکافهاي اجتماعي و سياسي شود، ميتواند ظرفيتهاي ملي را تضعيف و روند حل مسائل کشور را دشوارتر کند.
انسجام ملي به معناي ناديده گرفتن تفاوت ديدگاهها و سليقهها نيست بلکه مفهوم واقعي آن، پذيرش تنوع فکري و تلاش براي مديريت اختلافنظرها در چارچوب منافع کلان کشور است. جوامع موفق، جوامعي هستند که بتوانند از دل تفاوتها، همافزايي و وحدت در مسير منافع ملي ايجاد کنند. اين نگاه ميتواند مسير تصميمگيريهاي مؤثرتر، افزايش مشارکت اجتماعي و تقويت اعتماد عمومي را هموار سازد. در شرايط کنوني، بازتعريف تعامل سازنده ميان جريانهاي مختلف، پرهيز از دوقطبيهاي فرساينده و تقويت سرمايه اعتماد در جامعه، ضرورتي انکارناپذير براي آينده کشور است. همچنين حفظ انسجام ملي، نه صرفاً يک توصيه اخلاقي يا سياسي، بلکه يک ضرورت راهبردي براي صيانت از منافع کشور، افزايش تابآوري ملي و حرکت به سوي آيندهاي باثبات و اميدوارکننده است آيندهاي که در آن همه جريانها و اقشار جامعه، خود را در سرنوشت کشور سهيم و مسئول بدانند.
در شرايطي که دشمنان خارجي از هر شکاف و اختلافي براي تضعيف اراده ملي بهره ميبرند، تقويت اعتماد ميان مردم و حاکميت، احترام به ديدگاههاي مختلف و عملگرايي صادقانه ميتواند کشور را از فشارهاي بيروني عبور دهد. همبستگي ملي همچنين ميتواند به بهبود کارآمدي نظام در حل مشکلات معيشتي، مهار تورم، کاهش بيکاري و رفع ناترازيهاي انرژي کمک کند. تجربههاي گذشته نشان داده جامعهاي که مردم در کنار يکديگر باقي ميمانند، از تابآوري بيشتري در برابر تحريمها و تهديدها برخوردار است. براي رسيدن به اين نقطه نقش نهادهاي مدني، احزاب، رسانهها و نخبگان در اين مسير تعيينکننده است و پرهيز از تنشآفريني، شفافسازي واقعيتها و ارائه راهکارهاي عملي براي تقويت همدلي اجتماعي، مسئوليتي سنگين بر دوش اين مجموعههاست. اگر اختلافات در چارچوب رقابت سالم و با روحيه مدارا مديريت شود و همه خود را در سرنوشت کشور سهيم بدانند، ميتوان از اين برهه حساس سربلند عبور کرد. آينده ايران در گرو هوشمندي و همدلي امروز ماست. محاصره اقتصادي تنها يک مسئله سياسي و نظامي نيست، بلکه آزموني بزرگ براي آزمايش اتحاد و انسجام اجتماعي ملت ايران است. دشمن هوشمندانه روي اختلافات داخلي سرمايهگذاري کرده و هر پيام يا عمل و گفتاري که موجب تفرقه شود، يک گلوله به سنگر خود ماست. نقد کردن حق هر کسي است، اما نبايد به گونهاي صحبت کرد که گفتار و شعار ما دستمايه دشمن شده و موجب ايجاد اختلاف بين مردم و حاکميت شود. قدرت اصلي ايران درحفظ اتحاد، انسجام و همدلي جاري در بين آحاد ملت ايران است و اين سرمايه را هيچ محاصرهاي نميتواند از بين ببرد، مگر اينکه برخي از خوديها براي رسيدن به اهداف جناحي اجازه دهند اهداف ملي فدا شوند.