بازگشت به مديران عالِم و مهذّب
بسمالله الرحمن الرحيم
رهبران صف اول انقلاب از امام خميني گرفته تا ياران و همراهان انقلابي ايشان، گرايش حکمرانان به چرب و شيرين دنيا را بزرگترين تهديد براي نظام برآمده از انقلاب اسلامي ميدانستند و قويترين اهرم بازدارنده از انحراف را تهذيب نفس حکمرانان معرفي ميکردند. در سخنرانيهاي امام خميني در طول 10 سال رهبري بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، بيشترين تکيه بر روي تهذيب نفس حکمرانان بود. خود ايشان به آنچه ميگفت عمل ميکرد. سادهزيستي، بياعتنائي به قدرت دنيائي، نترسيدن از قدرتهاي خارجي و دوستي با تودههاي مردم به ويژه اقشار محروم و حمايت از آنان، مرام اين مرد خدا بود. ديدار با مردم در حسينيه ساده جماران سيره عملي اين عبد صالح خدا را با شفافيت نشان ميداد و از مخالفتي که با تغيير حسينيه و يا رنگ و لعاب دادن به آن ميکرد کاملاً ميتوان فهميد با ايجاد مقبرهاي پرزرق و برق، پر گنبد و گلدسته و عريض و طويل با آنهمه حواشي و مرافق مخالف بود.
ياران صف اول و همراهان انقلابي امام خميني هم از سيره آن بنده خالص خدا پيروي کردند و بدون آنکه به دام زخارف دنيائي بيفتند به مردم خدمت کردند و اکثر آنها با نوشيدن شربت شهادت به لقاءالله پيوستند و نام نيک و ياد و خاطره مقبول و خدمات ماندگاري از خود برجاي گذاشتند. امام با اين پيروان راستين او با چنين کارنامه درخشاني توانستند بنيان مرصوصي براي جامعه ايراني بنا کنند تا در برابر حمله نظامي بتواند مقاومت کند، در برابر جنگ رواني تابآوري داشته باشد و حملات فرهنگي و اقتصادي را بتواند با موفقيت دفع کند. تا اينجا مربوط به امام و همراهان ايشان است که ميراث بزرگي است.
آنچه مهم است حفاظت از ميراث برجاي مانده از بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي و ياران و همراهان انقلابي اوست. امروز در جامعه ما فاصله طبقاتي بيداد ميکند بطوري که عدالت به گمشدهاي تبديل شده که در اين جامعه موسوم به اسلامي و انقلابي خبري از آن نيست. استقرار عدالت و زايل کردن تبعيض و مظاهر بيعدالتي از آرمانهاي اعلام شده انقلاب اسلامي بود و امروز که خبري از عدالت نيست و تبعيض هر روز رشد بيشتري ميکند، اين جامعه را نميتوان يک جامعه اسلامي و انقلابي دانست. بيترديد جامعهاي که اکنون در آن زندگي ميکنيم جامعه وعده داده شده توسط رهبران اوليه انقلاب اسلامي و مطلوب و مورد نظر امام خميني نيست. اين، محصول سياستهاي غلط اقتصادي از يکطرف و دور شدن بعضي از متصديان و حکمرانان از تهذيب نفس است.
براي آنکه ايران را به نصاب مورد نظر بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي و ياران و همراهان انقلابي او برسانيم و از اين طريق قدرت مقاومت آن را در برابر تهاجم همهجانبه دشمن و دشمنان گوناگون در زمانهاي مختلف تضمين کنيم بايد حکمرانانمان علاوه بر علم اقتصاد و مديريت، از تهذيب نفس برخوردار باشند. خدا رحمت کند شهيد مظلوم آيتالله بهشتي را که خود انساني در مرتبه اعلاي تهذيب نفس بود و در سالهاي اول بعد از پيروزي انقلاب و تأسيس نظام جمهوري اسلامي ميگفت ما براي آنکه بتوانيم کشور را به درستي اداره کنيم و از انحرافات حفاظت نمائيم بايد هر سال حداقل 200 کادر اهل فکر و دانش و تخصص و مهذب تربيت کنيم.
چه خسران بزرگي بود که بهشتي را از دست داديم و بهشتيصفتان هم به تدريج منزوي شدند و تلاش براي تربيت مديراني با تهذيب نفس به فراموشي سپرده شد و راه براي فاصله طبقاتي و حفرههاي تبعيض و بيعدالتي باز شد. روشن است که اين راه کج نبايد ادامه پيدا کند. همه بايد براي بازگشت به جامعهاي با مديران عالِم و مهذب تلاش کنيم. فقط چنين جامعهاي است که ميتواند تابآوري در برابر دشمنان بيرحم و حيلهگر بينالمللي را تضمين کند.