نگذاريم شيطان پرچم پيروزي برافرازد
غلامرضا بني اسدي
دندانهاي پيش براي بريدن لقمه است، خُرد کردن و آماده کردن براي فرو بردن، وظيفه دندانهاي آسياب است. آنهاهستند که بايد لقمهها را چنان بجوند که راحت از گلو پايين برود. کسي که دندان آسياب ندارد لاجرم به خوردن سوپ بايد «سد جوع» کند. نتيجهاش هم به هم خوردن نظام گوارش است. ميخواهم از اين «مثل» که «در آن مناقشه نيست» برسم به آنچه در جامعه ميبينيم. تريبون، دست دندانهاي پيشين است. دست کساني که همه هنرشان به غليان درآوردن احساسات و ساختن هيجان است. اگر در همين سطح بماند، تغذيه معرفتي روي نخواهد داد. بيغذا هم نظم بدن- بخوانيد جامعه- فرو ميپاشد. اين جاست که نياز است اهل معرفت و خردمندانِ وارسته و دانشمند به ميدان بياييند و نقش دندان آسياب را براي هاضمه معرفتي جامعه ايفا کنند تا دچار« سوء هاضمه » نشود، مسئلهاي که اگر خداي نکرده اتفاق افتد، ساختارهاي اجتماعي را به هم خواهد ريخت چنان که ساخت بدن را دچار برهم خوردگي نظم ميکند. تجربه زيست بشري هم همين واقعيت را گواهي ميکند چنان که در کلام معيار امام علي عليهالسلام هم ميخوانيم که پيشينيان گرفتار پديده غيبت دانايان و معرکه گرداني نادانان، دچار فتنه شدند و به فرموده مولا «در آن رشته دين گسسته بود و پايه يقين شكست برداشته و مى لرزيد. هركس به چيزى كه خود اصل مى پنداشت چنگ زده بود. كارها پراكنده و درهم، راه بيرون شدن از آن فتنهها باريك، طريق هدايت مسدود و كورى و بى خبرى آنسان شايع و همه گير كه هدايت را آوازهاى نبود.» اين روايت تبييني امام از گذشته جاهلي است اما درسي است براي امروز و فردا و هميشه که در نبود دانايان که چراغ هدايتند به کج راهه دچار ميشويم. اين وارونگي، طبيعي جامعهاي ميشود که «دانايش، دهانبسته و ذليل است و نادانش، افسارگسيخته و ارجمند». نتيجه هم روشن است چه خواهد بود. روشن است که تاريکي سفره خود را چنان پهن ميکند که کسي راه از چاه بازنشناسد. و باز روشن است که بسياري از اهل راه، طعمه چاه خواهند شد. باري، بايد برنامهها و کنشها وفادار و ملتزم به فلسفه وجودي خود باشند. رفتارها وفادار به متن انجام شود و« فرامتن»ي شکل نگيرد که خلافِ طرح باشد.
بدانيم همچنان که مولا علي(ع) تصريح کردند، به ياري مردماني فتنهزده «شيطان پرچم پيروزي برافراشت» امروز هم شيطان بزرگ، راه پيروزي خود را در همين مسير ميجويد. اگر – خداي نکرده- موفق شود ما را، همه مارا، ميهن ما را، تمدن ديرن و فرداهاي نيامده ما را هم لگد کوب خواهد کرد. مباد چنين و براي تحقق اين «مباد» بايد که دانايان و معناسازان محور برنامههاي جمعي باشند. به «شور» آمدگان را به «شعور»ي در تراز انقلاب برسانند. از حضور آحاد مردم اجتماع و بنيان مرصوص بسازند براي سرفرازي ايران اسلامي در امروز و فرداهايي که درراهند...