از ديپلماسي عزت تا ديپلماسي خفت
سخنراني آقاي پزشکيان در سازمان ملل، بخشي از ديپلماسي قدرت جمهوري اسلامي بود که در آن، اقتدار جمهوري اسلامي با متانت، در برابر زورگوييهاي همراه با ياوهسرايي رئيسجمهور آمريکا به نمايش گذاشته شد.
مسير درست براي جمهوري اسلامي دقيقاً همين است که تصميمات عقلاني، با اقتدار کامل به دوستان و دشمنان اعلام شود.
عليرغم اينکه سياست کلي جمهوري اسلامي بر همين روش استوار است، اما سوگمندانه آنچه که در افغانستان ميگذرد، نشاندهنده ديپلماسي خفت به جاي ديپلماسي عزت و اقتدار است.
برخي رسانههاي افغانستان گزارش دادهاند که حسن مرتضوي، معاون سفارت جمهوري اسلامي در کابل، در روزهاي گذشته به قندهار سفر کرده تا با ملا شيرين، والي قندهار و از نزديکترين افراد به رهبر طالبان، ملاقات کند، اما او حاضر نشده معاون سفير را ببيند.
البته درباره اين ديدار، گزارشهاي متفاوتي منتشر شده است. برخي رسانههاي افغانستاني از عدم پذيرش درخواست ملاقات مرتضوي توسط ملا شيرين خبر دادهاند، درحالي که برخي رسانههاي ايراني، از جمله تسنيم، از ديدار معاون سفارت ايران با والي قندهار خبر دادهاند. همين تناقض در روايتها، ضرورت شفافيت بيشتر در خصوص اين سفر و سطح ديدارهاي انجامشده را نشان ميدهد.
سفر حسن مرتضوي به قندهار در شرايطي انجام شده است که از يکسو پاکستان حمله هوايي قدرتمندي به قندهار انجام داده و ازسوي ديگر، طالبان سطح اعمال فشار و محدوديت به شيعيان افغانستان را تا سرحد غيرقابلتحملي افزايش دادهاند.
طالبان در چند هفته گذشته، پس از تعطيلي شبکههاي تلويزيوني تمدن و راه فردا که از پرمخاطبترين شبکههاي تلويزيوني افغانستان بودند، دانشگاه خاتمالنبيين را تعطيل کردند و همزمان، اقدام به تخليه و مسدودسازي مجتمع بزرگ علمي و حوزه علميه خاتمالنبيين نمودند که از نظر موقعيت مکاني در يکي از مهمترين نقاط شهر کابل قرار دارد و از نظر امکانات و تجهيزات، از مجهزترين و بهروزترين مراکز علمي در سطح کشورهاي منطقه است.
طالبان همچنين حوزه علميه خاتمالانبيا در دشت برچي و مصلاي بزرگ غرب کابل را مسدود کردند.
همه اين اقدامات، از تعطيلي و لغو مجوز گرفته تا تخليه و مسدودسازي مراکز، در فاصله کوتاهي به شيعيان افغانستان وارد شده و صرفنظر از اينکه رويکرد سختگيرانه طالبان نسبت به شيعيان را با گرايشهاي سلفيگرايانه نشان ميدهد، ضربات جبرانناپذيري به داراييهاي مادي و معنوي شيعيان افغانستان نيز وارد کرده است.
اما اهميت اين مراکز براي جمهوري اسلامي ايران از دو جهت است.
اول اينکه شيعيان افغانستان بخشي از پايگاه اجتماعي جمهوري اسلامي در منطقه هستند که در مقاطع مختلف، هزينههاي قابلتوجهي براي حفظ جمهوري اسلامي ايران متقبل شدهاند و از اين منظر، جمهوري اسلامي نسبت به حفظ امنيت و منافع آنها مسئوليت دارد و اين مسئوليت را بارها با حاکميت کنوني افغانستان نيز در ميان گذاشته است.
اما دومين جهت اين است که بخش عمدهاي از اين مراکز با حمايت مالي و سياسي جمهوري اسلامي ساخته شدهاند و مصادره، تعطيلي يا از دست رفتن آنها توسط طالبان، بيش از آنکه سيلي به روي شيعيان افغانستان باشد، سيلي به صورت جمهوري اسلامي ايران است.
براساس برخي گزارشها و برآوردها، براي ساخت مجتمع بزرگ خاتمالنبيين در کابل که در نوع خود از کمنظيرترين مراکز علمي شيعيان در کل منطقه است، دهها ميليون دلار هزينه شده است.
در چنين شرايطي، انتظار اوليه از وزارت خارجه جمهوري اسلامي ايران اين بود که همانگونه که در برابر دشمن قدرتمندي همچون آمريکا، با اقتدار عمل ميکند و از منافع جمهوري اسلامي و متحدين خود دفاع مينمايد، در برابر گروه طالبان نيز از موضع اقتدار برخورد کرده و هشدارهاي لازم را نسبت به اقدامات تحريکآميز طالبان بدهد.
اما متأسفانه نهتنها اين اتفاق نيفتاد، بلکه حتي خبر اقدامات طالبان در رسانهها انعکاس قابلتوجهي نيافت. اگر گزارش رسانههاي افغانستاني مبني بر عدم پذيرش درخواست ملاقات معاون سفارت ايران توسط والي قندهار درست باشد، نشان از وجود يک ديپلماسي ضعيف و خفتبار در مسائل افغانستان است؛ و اگر روايت رسمي درباره ديدار مرتضوي با والي قندهار صحيح باشد، باز هم پرسش اصلي پابرجاست که در برابر مجموعه اقدامات اخير طالبان عليه شيعيان و مراکز وابسته به آنان، موضع عملي و علني جمهوري اسلامي چه بوده است؟ و اقاي مرتضوي در اين ملاقات، به طالبان هشدار داده يا همچون گذشته، از موضع ضعف با آنها مواجهه نموده است؟
فراموش نکنيم که سرمايه جمهوري اسلامي ايران در افغانستان، همانگونه که رهبر شهيد نيز بر آن تأکيد کرده بودند، مردم افغانستان هستند نه حاکميتها و جلب رضايت حاکميتها به بهاي از دست دادن همراهي ملت افغانستان و بهويژه شيعيان اين کشور. از دست دادن این سرمایه، يک خطاي راهبردي بزرگ است.
جلالالدين عماد