موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13461

زمان تجديد نظر در سياست شيوخ

بسم‌الله الرحمن الرحيم

وزير امور خارجه کويت در جلسه سالانه وزراي خارجه گروه 77 در مقر سازمان ملل، مجموعه‌اي از ادعاها را پيرامون فعاليت‌هاي هسته‌اي و توان موشکي و پهپادي ايران مطرح کرد و خواستار اِعمال محدوديت بر ايران در اين موارد شد. جابر الاحمد الصباح بدون آنکه به استفاده ارتش تروريست آمريکا از خاک کويت براي تجاوز به ايران اشاره‌اي کند، پاسخ مشروع ايران به جنايات ارتش آمريکا را محکوم کرد و به جاي اينکه مسئوليت مشارکت دولت متبوع خود در کشتارها و تخريب‌هاي آمريکا در ايران را برعهده بگيرد و به خاطر آن از ملت ايران عذرخواهي کند و متعهد شود کشورش ديگر به آمريکا اجازه استفاده از خاک کويت براي ارتکاب جنايت جنگي و تجاوز به ايران را نخواهد داد، تلاش کرد ايران را مقصر جلوه دهد و اطمينان حاصل کند که بار ديگر شاهد حملات موشکي و پهپادي ايران به کويت نخواهد بود.

علت اين نوع سخن گفتن وزير خارجه کويت قابل درک است. شيوخ حوزه جنوبي خليج فارس بارها اعتراف کرده‌اند که درباره تأسيس پايگاه‌هاي نظامي آمريکا در خاک کشورهايشان هيچ اختياري براي موافقت يا مخالفت نداشته و ندارند. آنها حتي اين را هم گفته‌اند که هرگز اجازه ندارند وارد اين پايگاه‌ها شوند. بالاترين مقامات اين شيخ‌نشين‌ها بارها اعتراف کرده‌اند که نمي‌دانند در اين پايگاه‌ها چه فعاليت‌هائي مي‌شود، چه هواپيماها و سلاح‌هائي وجود دارند و هواپيماها چه وقت مي‌آيند و مي‌روند و چه مأموريت‌هائي انجام مي‌دهند. وقتي بالاترين مقامات شيخ‌نشين‌ها اينقدر نسبت به حضور آمريکا در خاکشان بي‌خبر و بي‌اختيار هستند طبيعي است که آنها به آمريکا نمي‌تواند اعتراض کنند و با اينکه مي‌فهمند حق با ايران است جرأت و جسارت اعتراض به آمريکا را ندارند و حتي براي خوشامد آمريکائي‌ها به ايران که از خود دفاع کرده اعتراض مي‌کنند!

اين ضعف به دولتمردان کويتي اختصاص ندارد و تمام شيوخ حوزه خليج فارس به آن مبتلا هستند. ريشه وابستگي شيوخ اينست که آنها بيش از آنکه به مردمشان توجه داشته باشند به تاج و تخت‌هاي خود فکر مي‌کنند. مردم اين شيخ‌نشين‌ها به رفاه و زرق و برق‌هاي مادي قانع نيستند و از اينکه حکومت در اختيار يک خانواده است و تمام امور جامعه براساس ديکته اربابان جريان مي‌يابد و شهروندان بومي اصولاً به حساب نمي‌آيند ناراضي هستند. اين، بدترين نوع ديکتاتوري است که در اين کشورها وجود دارد و طبيعي است که ديکتاتورها براي بقاء خود آمادگي دارند هر امتيازي را به قدرت‌هاي بيگانه بدهند و عميقاً به آنها وابسته باشند.

حساب کويت با بقيه شيخ‌نشين‌ها در تعامل با ايران بايد تفاوت اساسي داشته باشد ولي متأسفانه اينطور نيست. با اينکه شيوخ کويت در جنگ تحميلي 8 ساله صدام و حزب بعث عراق عليه ايران خاک و آب و هواي اين شيخ‌نشين را در اختيار صدام قرار داده و بيشترين همراهي را با او براي ارتکاب جنايت در ايران کردند، در جريان حمله صدام به کويت که در 11 مرداد 1369 صورت گرفت و کويت به تصرف ارتش عراق درآمد و امير کويت فرار کرد، ايران کمک‌هاي جوانمردانه‌اي به شيوخ کويت کرد. مهم‌ترين کمک ايران اين بود که حمله صدام به کويت را محکوم کرد و کمک ديگر اينکه آقاي هاشمي رفسنجاني رئيس‌جمهور وقت ايران تقاضاي امير کويت را که انتظار پناه دادن به مردم آواره کويت و رسيدگي به آنها را داشت پذيرفت و جمهوري اسلامي ايران از اتباع پناهنده کويت به بهترين وجه پذيرائي کرد بطوري که باعث تشکر ويژه امير کويت شد. طبعاً اين محبت ايجاب مي‌کرد کويت براي بار دوم به ابزاري براي تهاجم به ايران تبديل نشود و براي هميشه قدردان همراهي ايران باشد ولي ديديم که در جنگ‌هاي تحميلي دوم و سوم هم آلت دست دشمنان ايران شد.

اکنون که شيوخ منطقه به اين نتيجه رسيده‌اند که آمريکا نمي‌تواند امنيت ارتش خود را تأمين کند چه رسد به امنيت ديگران، وقت آنست که در سياست کشورهاي حوزه خليج فارس تجديد نظر شود و وزير خارجه کويت به جاي آنکه خواستار محدوديت دفاعي ايران گردد از جامعه جهاني بخواهد به دخالت‌هاي آمريکا در اين منطقه پايان بدهند. اين کار را خود شيخ‌نشين‌هاي خليج فارس هم مي‌توانند با وحدت و اِعمال اراده مستقل براي جلوگيري از نفوذ بيگانگان در منطقه انجام دهند. مهم‌ترين وظيفه کشورهاي عضو شوراي همکاري خليج فارس بايد همين باشد و البته جمهوري اسلامي ايران نيز با قدرت دفاعي بزرگي که دارد حامي آنها خواهد بود.