موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13478

شايسته گزيني در سيره علوي

توجّه به سيره معصومان عليهم‌السلام در حکومت‌داري، به‌ويژه سيره و روش حضرت علي عليه‌السلام که نزديک به چهار سال حکومت ظاهري را در دست داشت، براي شيعيان - به خصوص مسئولين و کارگزاران نظام اسلامي - لازم و واجب است. اعتقاد به ولايت ائمه معصومين عليهم‌السلام که از اصول دين مي‌باشد، در صورتي مورد قبول است که خود را از بُعد عملي به روش ائمّه عليهم‌السلام نزديک کنيم و مايه زينت براي آنان باشيم نه آنکه عملکرد ما به ضد تبليغي عليه دين و اولياي الهي تبديل گردد. "کونوا لنا زينا و لاتکونوا لنا شينا".

آشنا نمودن جامعه با اين سيره و سپس عمل به آن، موجب رشد و تعالي مي‌شود تا جامعه اسلامي با داشتن برترين الگوها، بهترين حکومت، فرهنگ، سياست، اجتماع، اقتصاد و... را داشته باشد. سيره ائمّه اطهارعليهم‌السلام را نه در کاغذها و کتاب‌ها، بلکه بايد در جامعه بطور ملموس يافت، همانگونه که امام علي عليه‌السلام با افراد و گروه‌هاي مختلف در بخش‌هاي متفاوت به صراحت برخورد مي‌کردند. بطور اختصار به دو نمونه از شيوه آن حضرت در حکومت‌داري و برخورد صريح اشاره مي‌شود.

برخورد با اقوام و دوستان

امام علي(ع) به عنوان حاکم اسلامي در برخورد با اقوام و دوستان، مانند ديگر مردم برخورد مي‌کردند. گرچه امام از حقّ خود به اقوام و دوستان انفاق و کمک مي‌نمودند ولي هرگز از بيت‌المال به دوستان و اقوام غير از حقّشان نمي‌دادند و در عين حال اجازه دست درازي به بيت المال را ازهمه سلب کرده بودند. برخورد امام با برادر عيال وار، فقير و نابينايش عقيل، برخورد با عبدالله بن زمعه، از شيعيان و علاقه‌مندان امام وقتي درخواستي مشابه عقيل از بيت‌المال کرد، برخورد با‌ام کلثوم دختر خودشان وقتي گردنبندي را از خزانه‌دار (ابورافع) به عاريه گرفت، برخورد با‌‌ام هاني، وقتي ديد امام بين برده آزاد شده او و خواهرش فرقي نمي‌گذارد و به هريک بيست درهم مي‌بخشد، و...

برخورد با مديران و کارگزاران

امام علي(ع)، مديران را با توجّه به اصل خدامحوري، تقوا، نداشتن غرور، مردم‌گرائي، رعايت عدل و انصاف و تخصّص و مديريت انتخاب مي‌نمودند.(1) و در رعايت اصلِ نظارت بر عملکرد مديران، حسّاس و دقيق بودند. علاوه بر آن، امام عده‌اي را براي نظارت به کار مديران بر مي‌گزيدند، به گزارش‌هاي مردمي توجه مي‌نمودند، از مردم مي‌خواستند بر کار مديران نظارت داشته باشند و اگر خطائي از آنها مي‌ديدند، ابتدا گوشزد و در صورت تکرارعزل مي‌نمودند. امام، در برخي موارد به تشويق مديران شايسته مي‌پرداختند و از مديران لايق مانند محمد بن ابي بکر و مالک اشتر به خوبي و نيکي ياد و تعريف مي‌نمودند. اگر مدير يا قاضي يا نظامي را لايق مديريت نمي‌ديدند، در عزل او ترديد نمي‌کردند گرچه از نصب او چند ساعت گذشته باشد. بطوريکه امام، ابوالاسود دُئلي را قاضي کردند ولي در پايان همان روز او را به خاطر اخلاق خشن و تندخويي عزل کردند. به همين علّت، او به قاضي يک روزه مشهور شد.(2)

ـــــــــــــــ

1- نهج‌البلاغه، نامه‌هاي 18، 19، 27، 53 و 76.

2- احقاق‌الحقّ، سيد نورالله مرعشي‌التستري، ج8، ص548.

*گرچه امام علي(ع) از حقّ خود به اقوام و دوستان انفاق و کمک مي‌نمودند ولي هرگز از بيت‌المال به دوستان و اقوام غير از حقّشان نمي‌دادند

*امام، مديران را با توجّه به اصل خدامحوري، تقوا، نداشتن غرور، مردم‌گرائي، رعايت عدل و انصاف و تخصّص و مديريت انتخاب مي‌نمودند و اگر کسی را لایق مدیریت نمی‌دیدند در عزل او تردید نمی‌کردند گرچه از نصب او فقط چند ساعت گذشته باشد