موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13478

خداوندا

خداوندا دلم را پر شرر کن

گدازان مهر خود را بیشتر کن

نفاق و کینه را از سینه‌ام ریز

مرا کبر و حسد از جان به در کن

منم محتاج مهر و دستگیری

به حال زار من گاهی نظر کن

ز عمرم بهرة کافی نبردم

مرا داد و ستد پُر سودتر کن

شدم محصور در بند گناهان

مرا آزاد از قهر و خطر کن

اسیر دشمنان کینه ‌توزم

بنای دشمنی زیر و زبر کن

شدم مغروق در بحر معاصی

دو چشمانم ز اشک توبه تر کن

به خواب غفلتم عمرم به پایان

مرا بیدار در وقت سحر کن

مرا از درگهت آنی مرانم

به نیکو بندگانت همسفر کن

بده سامان دل آشفته‌ام را

ز انبوه معاصی دورتر کن

محمدعلی نظام‌زاده (سامان)

«جهان عاشق، دفتر سوم»