موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13482

عليُف از پشت خنجر خواهد زد

هوشيار باشيد

همکاري جمهوري باکو با رژيم اسرائيل از منظر نظامي و سياسي براي همگان آشکار است. دو طرف روابط خود را «استراتژيک» توصيف مي‌کنند و از هيچ‌گونه همکاري عليه طرف‌هاي ثالث ابايي ندارند. باکو از بزرگ‌ترين خريداران تسليحات و تجهيزات اسرائيلي است و اسرائيل نيز از مهم‌ترين خريداران انرژي جمهوري باکو به شمار مي‌رود. بلافاصله پس از جنگ چهل‌روزه، شبکه سي‌ان‌ان گزارشي منتشر کرد که براساس اسناد محرمانه نشان مي‌داد اسرائيل از قلمرو جمهوري باکو براي فعاليت‌هاي نظامي و اطلاعاتي عليه ايران استفاده کرده است، قلمرويي که پس از سه دهه، باکو سرانجام توانست بخش‌هايي از آن را در قراباغ به کنترل خود درآورد. در گزارش سي‌ان‌ان آمده بود:

"منابع گفتند که اين نيروها در چندين نقطه در جنوب آذربايجان، در مجاورت مرزهاي شمالي ايران فعاليت مي‌کردند نقطه‌اي که در نزديک‌ترين فاصله خود، تنها حدود 60 مايل (حدود 100 کيلومتر) با شهر تبريز در ايران فاصله داشت، شهري که اسرائيل در طول جنگ به آن حمله کرد. دو منبع ديگر نيز اعلام کردند که يگان‌هاي ويژه تکاوري (کماندويي) در اين محل مستقر شده و مأموريت‌هاي جمع‌آوري اطلاعات و عمليات پهپادي را انجام دادند که اين امر، موقعيت ارزشمندي را در اختيار اسرائيل قرار داد تا در طول جنگ، شمال ايران را زير نظر داشته باشد"

همين سناريو در جنگ 12روزه نيز اجرا شد. علاوه بر گزارش‌هاي مطبوعاتي، خبرگزاري صداوسيما نيز گزارشي از شاهدان عيني منتشر کرد که نشان می‌دادند برخي پرنده‌هاي مهاجم از اين قلمرو وارد خاک ايران شده‌اند. در غير اين صورت، هدف قرار گرفتن رادارها و مراکز نظامي در مناطق مرزي استان اردبيل و همچنين تبريز، نيازمند توضيحي جدي است.

علي‌اف در هفته‌هاي نخست جنگ چهل‌روزه نيز به بهانه سقوط چند پهپاد در نخجوان، حملات لفظي بي‌سابقه‌اي عليه ايران مطرح کرد و از الفاظي تند و توهين‌آميز استفاده کرد. او حتي تعدادي از نيروهاي زميني خود را به مرز ايران گسيل داشت، اقدامي که به دليل وزن محدود ارتش جمهوري باکو و اهميت نه‌چندان زياد اين تحرک نظامي، در اخبار آن روزهاي ايران چندان بازتاب نيافت. با اين حال، اين اقدام در حافظه جمعي آذربايجاني‌هاي ميهن‌دوستي که در مناطق نزديک مرز زندگي مي‌کنند، باقي مانده است و در موقع مناسب مي‌تواند پاسخ درخوري دريافت کند.

اما اقدامات ضدايراني علي‌اف به اينجا ختم نمي‌شود و فهرست آن بلندبالاست. متأسفانه مدتي است در ايران، به دلايلي که مجال پرداختن به آنها در اين يادداشت نيست، شاهد سياستي نامتوازن در قبال راهبردهاي خصمانه حکومت باکو هستيم درحالي که در ترکيه روندي کاملاً متفاوت درحال شکل‌گيري است.

هفته گذشته، در پي ممنوعيت حجاب در مدارس جمهوري باکو، رسانه‌ها و جامعه مدني ترکيه اعتراضات گسترده‌اي را مطرح کردند و در فضاي رسانه‌اي، به‌ويژه در شبکه اينستاگرام، موجي از اعتراض عليه دو اقدام علي‌اف شکل گرفت. نخست، ممنوعيت حجاب دختران در مدارس و دوم، حضور نماينده باکو در جريان سخنراني نتانياهو در صحن اجلاس سازمان ملل، آن هم در بحبوحه جنگ با ايران و اوج‌گيري تنش ميان تل‌آويو و آنکارا.البته انتظار مي‌رفت علي‌اف، در چارچوب دکترين «يک ملت، دو دولت»، دست‌کم در اين مناقشه بي‌طرف بماند اما سرشت و فرهنگ سياسي حکومت‌ها گاهي مانع اتخاذ سياست‌هاي درست مي‌شود. با اين حال، ظاهراً دولتمردان ترکيه از اين اقدام درس خواهند گرفت و برخلاف ما، بهتر درک خواهند کرد که در واقع با چه کسي روبه‌رو هستند.به نظر مي‌رسد ترکيه از طريق بسيج غيررسمي بلاگرها و رسانه‌هاي اجتماعي، جبهه‌اي رسانه‌اي عليه حکومت علي‌اف گشوده است تا هشداري جدي به او بدهد. بايد به دولتمردان ترکيه آفرين گفت که با وجود سطح عميق روابط خود با حکوميت باکو، از اصول سياسي خود عقب‌نشيني نمي‌کنند. آنان درحالي که فعلاً در سطح رسمي سکوت کرده‌اند، در سطح غيررسمي فشار قابل توجهي بر علي‌اف وارد مي‌کنند که او را به واکنش‌هاي اشتباه واداشته است.

علي‌اف با گفتن اينکه «ترکيه در جنگ اول قراباغ ما را تنها گذاشت و هر اسلحه‌اي هم که به ما داده، به قيمتي گزاف بوده و تا سکه آخر پولش را دريافت کرده است»، ضربه‌اي جدي به اعتبار خود در آنکارا وارد کرد. خود علي‌اف به خوبي ميداند که بدون کمک ترکيه امکان شکست موازنه ژئوپليتيکي با ارمنستان وجود نداشت و در صورت وجود موازنه نيز، مسأله همچنان باقي مي‌ماند. بنابراين، دولتمردان ترکيه بدون آنکه مستقيماً اقدامي عليه او انجام داده باشند، عيار علي‌اف را در محک تجربه سنجيدند. افکار عمومي ترکيه نيز با بخشي از ماهيت سياسي دوگانه او آشناتر شد.

اما در اين سو، صدا و سيماي جمهوري اسلامي که روزگاري براي ممنوعيت حجاب در مدارس و دانشگاه‌هاي فرانسه نقش‌آفريني مي‌کردند، در قضيه مشابه درباره جمهوري باکو با اکثريت مسلمانان شيعه واکنش جدي نشان نداده و حتي در حد جامعه مدني ترکيه نيز زبان به اعتراض يا دست‌کم اطلاع‌رساني نگشوده است.

جالب آنکه قشري از افراد به ظاهر مذهبي در شمال‌غرب کشور، که تا ديروز به نام اينکه جمهوري آذربايجان کشوري مسلمان است يا «قراباغ خاک اسلام است»، طرفدار امتيازدهي به علي‌اف در قفقاز بودند، اکنون سکوتي سنگين و معنادار پيشه کرده‌اند تا در مدارس کشوري که استفاده از کيپاي يهودي در آن آزاد است، روسري براي دختران شيعه ممنوع شود!

سياست اشتباه برخي از محافل در ايران در قضيه قراباغ با اين بهانه صورت‌بندي ميشد که هدف از آن جلب نظر «دينداران» است، دينداراني که در ادبيات دستگاه امنيتي باکو از آنان به «ايران‌پرست» ياد مي‌شود. اما دينداران نجيب هيچگاه چنين مطالبه‌اي از ايران و اقدام تهران در جهت خلاف مصالح ملّي خود نداشتند. ولي اکنون که دينداران به حمايت معنوي ايران نياز دارند، سکوتي نسبتا سنگين بر دولت و دستگاه ديپلماسي کشور حاکم شده و در حد بيانيه‌هاي حقوق بشر و يا رسانه‌هاي سکولار ترکيه نيز صدايي از جامعه مدني ايراني بلند نمي‌شود و روشن است که همه اين معرکه‌گيري‌ها از ابتدا بازي سياسي حريف براي انفعال ما بود.

اکنون همان قشري که با هدايت فردي مشکوک، يک‌شبه بيانيه‌اي چهار نفره نوشته و از جنگ الهام علي‌اف در قراباغ به نام جنگ مسلمانان عليه مسيحيان ـ آن هم با سلاح يهوديان ـ حمايت کرد، اکنون کجاست که از حجاب دختران مسلمان در مدارس آذربايجان سخن بگويد يا فراخوان اعتراضي صادر کند؟ اين قشر حتي در حد يک توييت نيز نسبت به اين اقدامات اعتراض نکرد.

چه کسي فکر مي‌کرد روزي ترکيه، با قانون اساسي لائيک، به ممنوعيت حجاب در باکو اعتراض کند، اما جمهوري اسلامي که خود را «ام‌القراي جهان اسلام» مي‌داند، با واکنشي کم رنگ از کنار آن عبورکند؟

چه کسي فکر مي‌کرد ترکيه، با وجود روابط ديپلماتيک ديرينه با رژيم اسرائيل، نسبت به ترک نکردن اجلاس سازمان ملل ازسوي نماينده باکو در جريان سخنراني نتانياهو اعتراض کند، اما مقام ارشد ايراني، يک هفته پس از اين واقعه، خطاب به فرستاده الهام علي‌اف در تهران بگويد: «شما خويشان و برادران ما هستيد!» آن هم درباره کشوري که نماينده‌اش هنگام سخنراني پزشکيان اجلاس را ترک کرده بود؟ هر چند دبير شوراي عالي امنيت ملّي پاسخ ديپلماتيک مناسبي به نماينده «اسرائيل دوم» داد.

در اقدامي ديگر، گزارش‌هايي منتشر شد مبني بر اينکه جمهوري باکو به محدوديت‌هاي هوايي آمريکا عليه ايران پيوسته و اجازه عبور هواپيماهاي ايراني را نمي‌دهد. براساس اين گزارش‌ها، يک هواپيماي ايراني که قصد داشت از فضاي هوايي باکو به مقصد تاجيکستان عبور کند، بازگردانده شد، اقدامي که نشان داد علي‌اف، که به‌تازگي ازسوي برخي مقامات ايراني «خويش و برادر» خوانده شده، تا چه اندازه مي‌تواند در مقام عمل «دوست و برادر» باشد.

اين همان کشوري است که جمهوري اسلامي ايران طي سه دهه، مسير ارتباطي خود را براي اتصال خاک اصلي آن به نخجوان از خاک ايران در اختيارش قرار داد. همين امروز نيز اتصال باکو به نخجوان تا حد زيادي به مسير عبوري وابسته است که ايران در اختيار آنها گذاشته است، مسيري که در صورت قطع شدن آن، پيامدهاي اقتصادي قابل توجهي براي نخجوان خواهد داشت. انتظار حداقلي اين است که دولت ايران با يک دستور ساده اقدام به مقابله به مثل کند.

پرسش روشن اینست که چگونه است که ما به آنچه ازسوي باکو «محاصره ارمنستان» خوانده مي‌شد نپيوستيم، اما باکو بلافاصله به محدوديت‌هاي اعمال‌شده ازسوي آمريکا عليه ايران تن داد؟ علي‌اف در يک هفته، سه بار عليه ايران مواضعي با اهميت استراتژيک اتخاذ کرد. روشن است که حکومتي با چنين رويکرد، در نخستين فرصت مناسب مي‌تواند به ائتلاف نظامي علني نيز نزديک شود؛ زيرا هم‌اکنون نيز از نظر نظامي و اطلاعاتي روابط بسيار تنگاتنگي با اسرائيل دارد.

آقايان، سياست يعني توان تشخيص دوست از دشمن، اينجا بحث بر سر حيثيت ملّي و منافع ملّي کشور است. براي حضور در بازيهاي سياسي توان تشخيص ضروري است در غيراينصورت سياست تبديل به بازيچه‌اي مي‌شود عليه ملت و کشور.

فرزانه توکلي