تحلیل سیاسی هفته
بسمالله الرحمن الرحیم
ادامه رایزنیهای میانجیهای منطقه برای ازسرگیری مذاکرات میان ایران و آمریکا با هدف پایان دادن به جنگ، از اخبار مهم هفته جاری بود. قطر و پاکستان به تلاش خود در این زمینه ادامه دادند و روسیه نیز با اعزام وزیر خارجه خود به تهران درصدد برآمد سهمی در میانجیگری داشته باشد. اینکه این تلاشها به چه نتیجهای برسند هنوز معلوم نیست ولی آنچه قابل انکار نیست اینست که نتانیاهو نخستوزیر رژیم صهیونیستی مایل است برای نجات دادن خود از شکست در انتخابات کنیسه به ازسرگیری جنگ علیه ایران متوسل شود و برای رسیدن به این هدف تلاش میکند ترامپ را نیز با خود همراه کند هرچند ترامپ با توجه به فشار افکار عمومی در آمریکا و مشکلاتی که در زمینه انتخابات میاندورهای سنا و کنگره دارد شاید نتواند به درخواست نتانیاهو پاسخ مثبت بدهد. در هرحال ایران با اینکه طرفدار جدی پایان یافتن جنگ است، آمادگی کامل دارد در صورت مورد حمله قرار گرفتن، با تمام قدرت در برابر دشمنان بایستد و بار دیگر آنان را از شرارت پشیمان نماید.
پیروزی کشتیگیران ایرانی در آمریکا این هفته به یک برگ برنده سیاسی برای ایران تبدیل شد که تأثیر شگرفی در روحیه عموم مردم کشورمان گذاشت و به یک امتیاز بزرگ برای ایران در سطح جهانی تبدیل شد. این پیروزی علاوه بر این، غیرت ایرانی جوانان کشورمان را به روشنی نشان داد و تمام تبلیغات معاندان را که تصویر نادرستی از جوانان ایرانی ارائه میدادند به نمایش گذاشت.
تلاشهای خیرخواهانه و توصیههای منصفانه برای جلوگیری از اقدامات و شعارهای تفرقهافکنانه در بعضی تجمعات که به انسجام ملی ضربه وارد میکنند این هفته نیز ادامه یافت. عقلای قوم به کسانی که به وحدت و انسجام ملی بیتوجه هستند و بدون رعایت معیارهای شرعی و اخلاقی و اقتضائات زمانی درصدد کوبیدن این و آن برمیآیند توصیه کردند دست از این کارها بردارند و با گرایش به وحدت و همبستگی ملی دشمنان را ناامید کنند. در شرایط کنونی که آمریکا و رژیم صهیونیستی با توسل به حمله نظامی، فشار اقتصادی و محاصره هوائی و دریائی درصدد رسیدن به اهداف شوم خود علیه ایران هستند، تمام وطندوستان باید تلاش برای وحدت را فریضه ملی بدانند و توجه داشته باشند که با تقویت انسجام ملی و همبستگی کامل است که میتوان دشمنان را به زانو درآورد.
موج فراگیر اعتراضات، که ابتدا از فرانسه آغاز شد و سپس به چندین کشور اروپائی گسترش یافت، رویداد مهم خبری خارجی هفته بود که بازتاب گستردهای در رسانههای جهانی پیدا کرد.
طی روزهای گذشته، دستکم 9 کشور اروپایی شاهد اعتراضات بودهاند. اکنون، این اعتراضات، این پرسش را در مقابل اروپا قرار داده است که آیا قاره سبز در حال تجربه یک انقلاب است یا شاهد خیزش جوانان برای آینده بهتری میباشد.
هرچند رسانههای اروپایی کوشیدهاند خواستههای معترضان را به مواردی چون بهبود امکانات آموزشی و اعتراض به افزایش هزینههای زندگی محدود کنند ولی در نظر کلیتر و نگاه عمیقتر، ریشه این اعتراضات به سیاستهای کلان دولتهای غربی بازمیگردد که مشکلات معیشتی روزافزون، اختلاف طبقاتی و نابرابری اجتماعی را در این کشورها ایجاد کرده است. این جوانان معترض میگویند به سیاستهای دولتمردان غربی معترض هستند و برای آینده خود، که به دلیل تبعات ناشی از این سیاستها، در معرض خطر قرار گرفته است، تضمین میخواهند. معترضان، ثروتاندوزی بخشی از جامعه و گسترش روزافزون تبعیض را موجب تنگتر شدن عرصه برای زندگی خود میدانند.
این اعتراضات، که هنوز برای پایان آن، نشانه روشنی مشاهده نمیشود، موجب بهرهبرداری برخی سیاستمداران برای پیشبرد روایتهای خود در غرب نیز شده است. ازجمله دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا، بحران جاری را ناشی از پذیرش بیرویه مهاجران توسط کشورهای اروپایی دانسته است.
این هفته درگیری میان انصارالله یمن و عربستان ادامه یافت و دو طرف مواضع یکدیگر را هدف حملات گسترده قرار دادند. دولت مصر اعلام کرد برای دفاع از عربستان درنظر دارد به این کشور نیروی نظامی اعزام کند. در همین حال، دانشگاه الأزهر به انصارالله پیشنهاد مذاکره برای صلح داد که مورد استقبال انصارالله قرار گرفت.
پاکستان و ترکیه که با عربستان توافق موسوم به توافق مکه را امضاء کردهاند، به حمایتهای لفظی و دیپلماتیک از ریاض ادامه دادند ولی تاکنون رغبتی از سوی این کشورها برای ورود مستقیم به جنگ مشاهده نشده است. واقعیت این است که گسترش دامنه جنگ در این منطقه خواسته دولتهای مداخلهجو و استعمارگر است. از اینرو عربستان باید این واقعیت را بپذیرد که هوس قیمومیتش بر یمن را فراموش کند و در روابطش با این کشور باید تجدید نظر کلی نماید. این تغییر رویه و احترام به حق حاکمیت و خواست مردم یمن است که میتواند شعلههای آتش این جنگ را به سمت خاموشی ببرد.