تجزيه ملت در اوجِ جنگِ ترکيبي
غلامرضا بني اسدي
«بايد محبوبترين کارها نزد تو، کارهايي باشد که با ميانه روي سازگارتر است و با عدالت دم سازتر، کاري که خشنودي رعيت را در پي داشته باشد زيرا خشم تودههاي مردم، خشنودي نزديکان را زير پاي گيرد ولي خشم نزديکان اگر تودههاي مردم از تو خشنود باشند، ناچيز گردد».
اين کلام راهنماي مولا امير المؤمنين(ع) است در نامه به مالک اشتر اما حرف ديروزهاي دور و نزديک نيست، خط راهبردي حکمراني به قاعده وحي و عقل است. به هر روز ميشود خواند و بر اين رسم ميتوان به درسي براي امروز رسيد. امروزي که بايد بيش از هميشه با تامل اين فرازها را چنان به عمل درآورد که تلاش دشمنان دور و نزديک براي به فرود کشاندن انقلاب و اسلام و هدم ايران، ناکام بماند. امام در ادامه ميفرمايند:« خواص و نزديکان کساني هستند که به هنگام فراخي و آسايش بر دوش والي باري گرانند و چون حادثهاي پيش آيد کمتر از هر کس به ياريش برخيزند و خوش ندارند که به انصاف درباره آنان قضاوت شود. اينان همه چيز را به اصرار از والي ميطلبند و اگر عطايي يابند، کمتر از همه سپاس ميگويند و اگر به آنان ندهند، ديرتر از ديگران پوزش ميپذيرند. در برابر سختيهاي روزگار، شکيبايي شان بس اندک است. اما ستون دين و انبوهي مسلمانان و ساز و برگ در برابر دشمنان، عامه مردم هستند. پس، بايد توجه تو به آنان بيشتر و ميل تو به ايشان افزونتر باشد».
خواص در خوانش امروزي متعددند اما در يک چيز شريکند و اين همان« خودصاحب پنداري» براي ايران و انقلاب است. يک گونه شان تراستيها هستند که نفت را سرسفره خود و دوستان ميبرند. يک گونه شان هم اصحاب رانت و قدرت يافتگان به ويژه خواري هستند و ديگر گونه شان را هم بايد در هيئت کساني ديد که کشور را ملک اختصاصي خود و همفکران شان ميدانند و راه خروج از کشور را به ديگراني نشان ميدهند که با آنان ناهمسويند. اينان اگر چه کسري اندک از ملت 90 ميليوني ايران هستند اما خود را صاحب هه ايران ميپندارند. اينان ادامه همان جريان فکري هستند که در زمان دفاع مقدس 8 ساله، رهبران شان از شهرشان آن سوتر نرفتند. در جنگ 12 روزه و 40 روزه هم با توليد انبوه تفرقه و تنفر، کاري کردند که حضورشان در برخي جاها به غيبت اکثريت مردم بيانجامد. اينان در« روزِ مبادا»ي جنگ حتي اگر به راه پيشينيان خود نروند هم نميتوانند نقشي مؤثر داشته باشند. آنچه دشمن شکن ميشود حضور حداکثري مردم است. مردم با هر سليقه و نگاه و حتي دين و مذهب که پاي ايران ميايستند ميتوانند بلا را از سر ايران بگردانند. اين گروه اندک و خود خواص پندار که در اوج« جنگ ترکيبي» نيز به دنبال« تجزيه » ملت هستند. فکر ميکنند ديگران که نباشند، آنان صاحب همه چيز ميشوند. نميدانند که در نبود اکثريت ملت، اين دشمن است که - خداي نکرده - صاحب همه چيز ميشود. باري، نظام حکمراني بايد صداي امام علي را از دوردستهاي تاريخ بشنود و راه را براي نقش آفريني عامه مردم باز کند. به اقتضاي اين رهنمود، کساني را که با توليد تفرقه مانع سرراه مردم ايجاد ميکنند بايد به تدبيري مؤثر از چرخه تصميمگيري خارج ساخت....