موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13486

عظمت علمي و معنوي حضرت فاطمه زهرا (س)

حضرت آيت‌الله جوادي آملي

ابعاد علمي و عملي شخصيت حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌عليها)

درباره فاطمه زهرا (سلام‌الله عليها) از دو محور بايد سخن گفت. يك محور، مربوط به تحقيقات علمي است كه براي ما ثمره علمي دارد و نتيجه اعتقادي دارد و پشتوانه مسائل اخلاقي، فقهي، حقوقي ما هم هست. محور دوم، آن بخشي است كه مستقيماً به ما مربوط است، ما بايد تأسي كنيم، او را اسوه قرار بدهيم، الگو بدانيم، پيروي كنيم و مانند آن. آن بخشي كه مربوط به مسائل اعتقادي است و ثمره علمي دارد بررسي مقام منيع آن بانو (سلام‌الله عليها) است كه او همتاي قرآن كريم است، همتاي نبوت است، همتاي رسالت است، همتاي ولايت است. چيزي از ولي‌الله مطلق كم ندارد، اينها يك نورند و مانند آن. اين گونه از مباحث به هر نتيجه‌اي كه منتهي بشود براي ما ثمره اعتقادي دارد، ثمره علمي دارد، اما نتيجه عملي ندارد؛ زيرا ما نه آن توان را داريم كه آن حضرت را در همتايي قرآن، الگو قرار بدهيم نه چنين مأموريتي داريم. بخش دوم مربوط به سيره و سنت آن حضرت است كه ما هم موظفيم بررسي كنيم و هم مأموريم پيروي كنيم.

فاطمه زهرا (سلام‌الله‌عليها) همتاي قرآن

آن بخش اول به طور اجمال اينجا مطرح مي‌شود نه به طور تفصيل براي اينكه پشتوانه علمي بخش دوم خواهد بود. سرّ اينكه اين بانو (سلام‌الله عليها) حجت بر ائمه (عليهم السلام) است و اگر علي‌بن‌ابي‌طالب (سلام‌الله عليه) نبود، احدي همتاي آن حضرت نبود «آدم و من دونه»[1] اين است كه او [فاطمه] مثل خود قرآن كريم در مقام حدوث و بقاء شكل گرفت. قرآن از زمين برنخاست (از فكر كسي تدوين نشد، هيچ عالم بشري اين قرآن را تدوين و تنظيم نكرد. سورش، آياتش، معارفش [و] مفاهيمش را بررسي و انشا نكرد) مستقيماً از جهان غيب نازل شد و در طي 23 سال ماند و براي ابد جاي خود را تثبيت كرد، اين سه كار را قرآن كرد يعني از زمين برنخاست [بلكه] از آسمان نازل شد اولاً و نزولش هم 23 سال طول كشيد، ثانياً و ماند كه براي ابد بماند، ثالثاً. اين طور نيست كه _معاذ‌الله_ قابل زوال باشد، از بين رفتني باشد. (لا يأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَينِ يدَيهِ وَلا مِنْ خَلْفِهِ)[2]. انسان كامل مخصوصاً فاطمه زهرا (سلام‌الله عليها) هم، وقتي هويت آن حضرت را ارزيابي مي‌كنيم مي‌بينيم در همين مثلث خلاصه مي‌شود: او از زمين برنخاست [بلكه] از آسمان نازل شد و تقريباً همسفر قرآن كريم بود تا قرآن آياتش سورش نازل مي‌شد، او هم روزانه متكامل مي‌شد ترقي مي‌كرد و تا قرآن به پايان رسيد، عمر اين بي‌بي هم به پايان رسيد و براي ابد ماند؛ گرچه (إِنَّكَ مَيتٌ وَإِنَّهُمْ مَيتُونَ)[3] شامل همه انسانها هست. آن مثلث درباره قرآن روشن است. همه ما مي‌دانيم كه اين كتابي است از ذات اقدس الهي نشئت گرفته [و] هيچ فكري او را تدوين نكرده [است] از آسمان غيب نازل شده، 23 سال به تدريج اين كتاب نازل شده. بعد از اينكه (اليوْمَ أَكْمَلْتُ)[4] و ساير آيات نازل شد اين كتاب نه يك كلمه كم نه يك كلمه زياد «الي يوم القيامة» ماندني است. پس از آسمان نازل شد، از غيب نازل شد، اولاً در طي 23 سال به تدريج متكامل شد، ثانياً. تا به (اليوْمَ أَكْمَلْتُ) و مانند آن رسيد و ماند براي ابد، ثالثاً. جريان فاطمه زهرا (صلوات‌الله و سلامه عليها) هم همين‌طور است.

عصمت، محور حجيت حضرت زهرا (سلام‌الله‌عليها)

اينكه گاهي گفته مي‌شود اين بانو حجت بر ائمه (عليهم السلام) است، براي اين جهت است كه در حجيت، نبوّت يا رسالت يا امامت لازم نيست. آنچه كه محور حجيت است، عصمت است، اگر يك انساني معصوم بود. ما يقين داريم حرف او فعل او تقرير او سكوت او و قيام او و قعود او حجت خداست. اينكه در زيارت «آل‌يس» به پيشگاه ولي عصر (ارواحنا فداه) سلام عرض مي‌كنيم، به تك تك حالات او سلام عرض مي‌كنيم، براي اينكه تك تك حالات او معصومانه است «السلام عليك حين تقوم، السلام عليك حين تقعد، السلام عليك حين تقرأ وَتبين، حين تركع وَتسجد» آن وقتي كه برمي‌خيزي، آن وقتي كه مي‌نشيني، آن وقتي كه سخن مي‌گويي، آن وقتي كه تقرير مي‌كني، آن وقتي كه ركوع داري، آن وقتي كه سجود داري. جامع همه اينها همان است كه در سوره مباركه «انعام» آمده است كه (قُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْياي وَمَمَاتِي)[5] خب اگر كسي معصوم بود، حيات و مماتش اين است، شئون حيات و ممات اين است [و] ما به تك تك اين شئون معصومانه معصوم عرض ادب مي‌كنيم. معيار حجيت عصمت است نه نبوت و نه رسالت و نه امامت و چون اين بانو (سلام‌الله عليها) معصومه است، حجت خداست.

سرّ حجيت حضرت زهرا (سلام‌الله‌عليها) بر ائمه(عليهم‌السلام)

اينكه گاهي علي‌بن‌ابي‌طالب (سلام‌الله عليه) به سخنان بي‌بي استشهاد مي‌كند كه فاطمه چنين گفته است اين استدلال به قول حجت‌الله است[6]. اما سر اينكه او حجت بر معصوم هم هست، اين است كه ائمه (عليهم السلام) عالم غيب هستند «بما كان وبما يكون وَبما هو كائن الي يوم القيامة»؛ اما منابع علمي اينها گاهي از رسول اكرم (صلّي‌‌الله عليه وآله وسلّم) شنيده‌اند، گاهي از باطن قرآن كمك مي‌گيرند و گاهي از مصحف فاطمه [است] وقتي امام معصوم (سلام‌الله عليه) دارد خبر غيب مي‌دهد؛ از او سؤال مي‌كنند كه اين خبر غيب را از كجا گرفته‌اي. مي‌گويد: در مصحف مادرمان [است] خب، اين مصحف فاطمه چيست؟ همان است كه جبرئيل (سلام‌الله عليه) نازل مي‌شد و اين معارف را مي‌فرمود و وجود مبارك فاطمه (سلام‌الله عليها) تلقي مي‌كرد. بعد به اميرالمؤمنين مي‌فرمود [و] اميرالمؤمنين املاي او را نوشته و كتابت مي‌كرد (كاتب اين بخش از وحي هم بود)، شده مصحف فاطمه. آن وحي تشريعي بود كه با انقطاع عمر مبارك رسول گرامي (عليه و علي آله آلاف التحية و الثناء) به پايان رسيد.

ضرورت تأسي به حضرت زهرا (سلام‌الله‌عليها)

اين بانو براي همه ما اسوه است، در اين بخش ما موظفيم مثل آن حضرت حركت كنيم، منتها او در حد آفتاب [و] ما در حد شمع، او فضاي كل جهان را روشن مي‌كند منتها ما در زندگي خاص خودمان مثل شمع باشيم و فضاي زندگي خود را روشن كنيم.

ــــــــــــــــــــ

[1] ـ اصول كافي، ج1، ص461؛ عن يونس بن ظبيان عن ابي عبدالله (عليه‌السلام) قال: سمعته يقول: «لولا أنّ‌الله تبارك و تعالي خلق أميرالمؤمنين (عليه‌السلام) لفاطمة ما كان لها كفؤ علي ظهر الأرض من آدم و من دونه».

[2] ـ سوره فصلت، آيه 42.

[3] ـ سوره زمر، آيه 30.

[4] ـ سوره مائده، آيه 3.

[5] ـ سوره انعام، آيه 162.

[6] ـ الخصال، ج2، ص618؛ حضرت اميرمؤمنان علي (عليه‌السلام) در حديث اربعمائه، بعد از سفارش به گفتار خوب در مراسم تجهيز مردگان، چنين فرموده است: «فأنّ فاطمة بنت محمد (صلّي‌الله عليه وآله وسلّم) لما قبض ابوها ساعدتها جميع بنات بني‌هاشم فقالت: دعوا التعداد و عليكم بالدعاء»؛ يعني حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله عليها) بعد از ارتحال رسول اكرم (صلّي‌الله عليه وآله وسلّم) به زنان بني‌هاشم كه او را در ماتم ياري مي‌كردند و زينتها را رها كرده و لباس سوگ در برنموده، مرثيه مي‌خواندند، فرمود: اين حالت را رها كنيد و بر شماست دعا ونيايش.