موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13392
ظرفيت‌هاي آيت‌الله شهيد بهشتي

 

 

مرحوم شهيد بهشتي، با همه عظمتي که برخوردار بود، چه پيش از انقلاب اسلامي و چه پس از انقلاب، در حوزه علميه و ميان برخي روحانيان مظلوم بود. متأسفانه حوزه و روحانيت، نه آنچنان که شايد به عظمت آن مرد بزرگ به وقت خود پي برده‌اند و نه از ظرفيت عظيم او در عرصه‌هاي مختلف به اندازه کافي، بهره گرفته‌اند. اما در برابر اين واقعيت، يک واقعيت آشکار ديگري نيز وجود دارد که شهيد بهشتي با همه ظرفيت‌ها و ويژگي‌هايي که داشت، زاييده همين حوزه و از دستاوردهاي شيرين اين حوزه بوده است که جاي بسي خوشبختي است. اين نمونه و نمونه‌هاي بسياري که در اين زمينه وجود دارند، نشان مي‌دهند که حوزه کهن شيعي با همه کاستي‌هايي که ممکن است داشته باشد و در جاي خود نيز نياز به بررسي و جبران دارد، ظرفيت‌هاي فوق العاده‌اي براي تربيت عالمان روشن ضمير و درست‌‌کردار دارد که به هيچ وجه قابل انکار نيست. چنان که امام‌خميني در پيام مهم خود به روحانيت در سال 1367، موسوم به منشور روحانیت، تأکيد کرده‌اند، حوزه‌هاي علميه و علماي متعهد در طول تاريخ اسلام و تشيع مهم‌ترين پايگاه محکم اسلام در برابر حملات و انحرافات و کجروي‌ها بوده‌اند. علماي بزرگ اسلام در همه عمر خود تلاش نموده‌اند تا مسائل حلال و حرام الهي را بدون دخل و تصرف ترويج نمايند. لذا اگر فقهاي عزيز نبودند، معلوم نبود امروز چه علومي به عنوان علوم قرآن و اسلام و اهل‌بيت(ع) به خورد توده‌ها داده بودند. جمع‌آوري و نگهداري علوم قرآن و اسلام و آثار و احاديث پيامبر بزرگوار و سنت و سيره معصومين(ع) و ثبت و تبويب و تنقيح آنها در شرايطي که امکانات بسيار کم بوده است و سلاطين و ستمگران در محو آثار رسالت همه امکانات خود را به کار مي‌گرفتند، کار آساني نبوده است که بحمداللّه امروز نتيجه آن زحمات را در آثار و کتب با برکتي همچون کتب اربعه و کتاب‌هاي ديگر متقدمين و متأخرين از فقه و فلسفه، رياضيات و نجوم و اصول و کلام و حديث و رجال، تفسير و ادب و عرفان و لغت و تمامي رشته‌هاي متنوع علوم مشاهده مي‌کنيم.

نمونه ديگر ظرفيت حوزه‌هاي علميه و روحانيت، همين انقلاب اسلامي و تأسيس نظام جمهوري اسلامي است که به واقع از مجاهدت شبانه‌روزي جمعي از عالمان درد آشنا، روشن‌بين و شجاع و هزينه آنان پديد آمده است و اگر نبود علم و شناخت درست زمانه ازسوي عالمان دين و نيز از خود گذشتگي و ايثار امثال امام‌خميني، مطهري، بهشتي، منتظري، رباني، هاشمي رفسنجاني، خامنه‌اي و صدها عالم آگاه و ايثارگر ديگر، هرگز، چنين حرکت عظيمي نمي‌توانست به عرصه تحقق برسد و اين نيست جز، ظرفيت بيکران حوزه‌هاي علميه.

البته در اين ميان يکي از دستاوردهاي مثال زدني حوزه مرحوم آيت‌الله بهشتي است که چه در منش شخصي و چه در عرصه‌هاي اجتماعي نمونه کامل يک روحاني تربيت شده در مکتب اهل‌بيت(ع) است و مي‌تواند به عنوان يک الگو روحاني تربيت شده در حوزه به جامعه معرفي گردد و حتي ملاک و معياري براي برنامه تربيتي حوزه قرار گيرد.

امتيازات شخصي

يکي از ارکان تربيت حوزوي که برگرفته از متن دين است، تربيت اخلاقي و نهادينه کردن سجاياي پسنديره دروني است. به حق بايد گفت بهشتي در اين زمينه شاگرد ممتازي در بخش تربيتي حوزه بوده است. او از اين نظر انسان جامع و وارسته‌اي بود كه به آموختن اصول اخلاقي اكتفا نكرد، بلكه عمل كردن را سرلوحه كار خويش و لازمه آموختن قرار داد و قله‌هاي كمال را با دو بال علم و عمل فتح كرد و موفقيت او نيز مرهون هماهنگي بين اين دو مهم بود، چرا كه ناهماهنگي بين علم و عمل چه بسا انسان را از رسيدن به ساحل خوش‌بختي محروم مي‌سازد و در گرداب نيستي مي‌افكند. به جرئت مي‌توان گفت صفحه صفحه زندگي اين رادمرد فرزانه، حاكي از ايمان، ايثار، اخلاص، صداقت و ديگر سجاياي اخلاقي بود بدين سبب حيات سبزش براي عصرها و نسل‌ها آموزنده و الگو است. به عنوان مثال با همه موقعيت اجتماعي و سياسي‌ که پيدا کرده بود، يكي از خصيصه‌هاي بارز ايشان تواضع و فروتني بود كه از صفات پسنديده و سفارش شده در اسلام است. يعني در عين متانت و ابهتي كه به لحاظ آن مقام و شخصيت داشت، حالت تواضع و برخورد بسيار مؤدبانه و پر از احساس و عاطفه همراه با روان شناسي اصيل ژرف اسلامي را نيز حفظ مي‌کردند و فضاي صميمانه‌اي را در روابط خود با ديگران رقم مي‌زدند.

يكي ديگر از صفات شخصي شهيد بهشتى که براي يک روحاني از الزامات است، حق پذيري بود. نزديکان او مکرر گفته‌اند همين كه مي‌فهميد سخني حق است، آن را مي‌پذيرفت و اين بيانگر صفاي روح آن اسوه اخلاق بود که از ويژگي‌هاي اولياء الهي است.

نظم پذيري آن شهيد والامقام نيز زبانزد عام و خاص است. نگاهي به زندگي ايشان، نشان مي‌دهد که تمام زندگي او مشحون به نظم است و موفقيت چشم گيرش هم بيشتر در گرو همين نظم بوده است. از ايشان نقل شده است که: «ما تا در كارهاي مان نظم نداشته باشيم، نمي‌توانيم كارهاي مملكت را پيش ببريم». چنان که بردباري او در برابر ناملايمات نيز، غيرقابل انکار است و همين طور، ديگر ويژگي‌هاي شخصي اخلاقي که در آن شهيد والامقام وجود داشت و اين همه، علاوه بر قابليت و تلاش شخصي، مرهون برکات تربيت صحيح در حوزه علميه بوده است.

شخصيت اجتماعي و سياسي

توشه‌هايي که مرحوم شهيد بهشتي از اخلاق ديني در حوزه علميه گرفته بود، از او انساني ساخت که در تمام عرصه‌هاي اجتماعي ديني براي فداکاري آماده باشد و شأن و شئون رايج در برخي از روحانيان، او را از مسئوليت اجتماعي باز ندارد. در اين راستا حداقل در عرصه تعليم و تربيت، سه نمونه بارز را مي‌توان ذكر كرد. نمونه اول دبيرستان دين و دانش در قم است، نمونه دوم مدرسه طلبگي حقاني و نمونه سوم برنامه‌ريزي و تأليف كتاب‌هاي درسي در وزارت آموزش و پرورش که به ظاهر با شأن ايشان سازگار نبود ولي وي به حسب وظيفه در آن وارد شد و موفق هم بيرون آمد. دبيرستان دين و دانش، مركز تربيت عده‌اي جوان تحصيل كرده و متدين بوده است كه بهشتي آنان را در كنار تحصيلات متوسطه با افكار و اخلاق اسلامي آشنا مي‌ساخته و در حقيقت با فعاليت در اين دبيرستان و جهت دادن به آن، مقدمات لازم را براي پيوند حوزه و دانشگاه تأمين مي‌كرد. مدرسه حقاني نيز نمونه‌اي از آن تحولي بوده كه بهشتي آرزو داشت در سطح وسيعي در حوزه‌ها به اجرا درآيد. او در اين مدرسه با همكاري روحانيون ديگري همچون شهيد قدوسي توانست برنامه‌اي نو و نظم و انضباتي تازه در حوزه پديد آورد و نسلي از طلاب جوان را تربيت كند كه در خدمت انقلاب اسلامي قرار گيرند. حضور مؤثر در بخش برنامه‌ريزي و تأليف كتاب‌هاي درسي ديني و قرآن مدارس كشور نيز گواه ديگري بر مسئوليت شناسي شهيد بهشتي است. او پس از بازگشت از آلمان چنين تشخيص داد كه مي‌تواند با حضور در بخش حساس كتب درسي وزارت آموزش و پرورش ذهن و دل ميليون‌ها دانش‌آموز را در سراسر كشور تحت تأثير قرار دهد. اين فرصت هنگام تجديد تأليف كتاب‌هاي درسي به مناسبت تحول‌ ساختاري در نظام آموزشي آن زمان به دست آمده بود و در اين راه بهشتي از همكاري مستقيم شهيد باهنر و بعضي اشخاص ديگر برخوردار بود. شهيد بهشتي و همكاران او توانستند در كتاب‌هاي جديد درسي چهره‌اي جامع و جذاب از اسلام ترسيم كنند و همين كتاب‌ها در گرايش جوانان به جانب اسلام در سطح گسترده مؤثر افتاد. بي‌ترديد يكي از دلايل علاقه دانش‌آموزان به اسلام و حضور مؤثر آنها در صحنه‌هاي انقلاب در سال‌هاي 56 و 57 آشنايي آنان با كتاب‌هاي درسي ديني در مدارس بود. در همين راستا وي در شرايط قبل از انقلاب به نيازهايي توجه داشت که کمتر روحاني، بدان مي‌پرداخت. از جمله روشن است که فراگيري زبان‌هاي خارجي براي روحانيان كه عهده‌دار رسالتي بزرگند، امري حياتي و ضروري است به ويژه در اين برهه كه به تعبير حضرت امام خميني جهان تشنه اسلام ناب محمدي(ص) است، آموختن زبان‌هاي خارجى، كاري لازم و يكي از ابزارهاي صدور اسلام اصيل به جهان شمرده مي‌شود و از اين طريق بايد اسلام را از مرزها بيرون برد و پيام روح بخش آن را به گوش جهانيان رساند. آیت‌الله بهشتي كه از مبلغان و مدافعان اسلام ناب از پيش از انقلاب بود، با توجه به فعاليت‌هاي فراوان، سه زبان عربى، انگليسي و آلماني را فرا گرفت و همواره طلاب را به ياد گرفتن زبان تشويق و ترغيب مي‌كرد و خودش نيز زبان انگليسي درس مي‌داد تا روحانيان علاوه بر آشنايي با زبان، با جوامع و فرهنگ‌هاي مختلف آشنا گردند و بهتر بتوانند اسلام را به دنيا معرفي كنند.

پس از پيروزي انقلاب نيز آشکارترين جلوه شخصيت شهيد بهشتي، که به کمک نظام نوبنياد اسلامي آمد، مديريت او بود. به گونه‌اي که مي‌توان گفت ايشان نه تنها اهل کار جمعي بود بلکه همه ويژگي‌هاي يک مديريت گروهي را داشت و کسي مي‌تواند يک مدير خوب براي فعاليت‌هاي دسته جمعي باشد که خصلت‌هاي کار گروهي هم در او باشد. آيت‌الله بهشتي با علم مديريت مدرن آشنا بود و نسبت به تشکيلات اداري، اطلاعات عميق و وسيعي داشت و در عرصه عمل نيز، در هر جايي که مدير بود، تسلط خود را نشان مي‌داد. حضور وي در هر جائي، حضور «مديريت و نظم» بود. اين خصلت، وي را به يک فرد استثنايي در ميان روحانيون تبديل كرده بود. به‌جرئت مي‌توان گفت که چه در قبل و چه پس از انقلاب اسلامي، هيچ کس نتوانسته است در اين زمينه به پاي او برسد. امتياز و برتري او نسبت به ديگران محسوس بود. حضور شهيد بهشتي در مجلس خبرگان قانون اساسي و سعي و اهتمام وي در اداره آن مجلس، از خدمات بر جسته او به انقلاب اسلامي محسوب مي‌شود و حقاً مديريت آن مجلس به عهده شهيد بهشتي بود. بهشتي در اين نخستين تجربه حساس که از طريق تلويزيون در معرض ديد منتقدان داخل و خارج کشور قرار گرفت، به‌خوبي از عهده اداره مجلس خبرگان بر آمد. وي همان توانايي را هم در اداره قوه قضائيه به کار گرفت و تا جايي که مي‌توانست نيات و انديشه‌هاي بلند خود را در آن قوّه به اجرا در آورد.

شهيد آيت‌الله بهشتي همچنين در سال 1358 ازسوي امام خميني به رياست ديوان‌عالي کشور انتخاب شد و وظيفه ايجاد تشکيلات نوين قضايي براساس تعاليم مقدس اسلام و تدوين لوايح قضايي جديد جمهوري اسلامي ايران را به عهده گرفت. او به عنوان نخستين رئيس قوه قضائیه، منشأ آثار و خدمات فراواني در عرصه قضايي کشور بود. به گفته بسياري از صاحب‌نظران، خدمات شهيد بهشتي در آن مدت کوتاه را کسي در اين مدت بيست و اندي سال نتوانسته است انجام دهد و حتي گفته شده سيستم قضايي کشور پس از شهادت ايشان يتيم شد. از مهم‌ترين خدمات شهيد بهشتي اين بود که وي براي اولين بار اجتهاد و فقه و فقاهت را وارد مسائل قضايي کشوركرد. همچنين تشکيل پليس قضايي که بني‌صدر به‌شدت با تشکيل آن مخالف بود، دفتر تنظيم لوايح که کار آن تطبيق لوايح با موازين اسلامي بود و... از مهم‌ترين اقدامات شهيد بهشتي، به‌رغم کوتاه بودن مدت حضور وي در شوراي‌عالي قضايي است.

منشأ چنين قابليت‌ها و فداکاري‌ها در يک فرد را بايد از آنجا جستجو کرد که انديشه و مشي سياسي و اجتماعي شهيد مظلوم بهشتي نيز مثل شخصيت فردي وي ناشي از ايدئولوژي اسلامي و نحوه برداشت او از تعاليم اسلام بود که در حوزه‌هاي علميه پديد آمد. در نگاه کلي او را بايد يك عالم اسلام شناس و يك مصلح روحاني دانست كه به شيوه صددرصد اسلامي و بدون دنباله روي از شيوه‌هاي افراط و تفريط، طالب اصلاح جامعه بود. او مي‌انديشيد كه اسلام، هم دين است و هم دولت، هم ايدئولوژي است و هم نظام حكومت، هم دين است و هم زندگى. بنابراين، وي عالمي رباني بود كه آرزو داشت اسلام در همه ابعادش از جمله بُعد سياسى، مجددا در جامعه اسلامي و در جهان اجرا شود و به عنوان مكتبي كامل و تفكري مستقل از گرايش‌هاي شرقي و غربى، و نيروي جداگانه در عرصه جهاني حضور داشته باشد و خود وي نيز هر مقدار و در هر شرايطي که بتواند بايد اين رسالت دين را جامه عمل بپوشاند و اين هم درسي بود که وي در مکتب تربيتي اهل‌بيت در حوزه علميه آموخت.

با اين منطق، شهيد مظلوم آیت‌الله بهشتي را مي‌توان يكي از معماران بزرگ تجديد بناي تفكر انقلابي و تشكيلاتي انقلاب اسلامي ايران به شمار آورد که از متن حوزه علميه برخاسته است، زيرا در زير لواي رهبري امام امت به هدايت انقلاب برآمده از حوزه پرداخت و آن را از انحراف و انزوا يا توقف و ركود محفوظ داشت و سرانجام در همين راه خون پاكش براي تداوم بخشيدن به انقلاب و رسوا كردن چهره اهريمنان و منافقان، بر زمين ريخت و روح پاكش به آسمان پرواز كرد.

از اينجا است که مي‌توانيم با جرئت بگوييم، اين فرزند حوزه‌هاي علميه با نوع تربيتي که در اين مکتب وجود داشت، از شخصيت‌هاي نادر تاريخ معاصر ايران و بلکه دنياي اسلام بود. بي‌ترديد، او يکي از برجسته‌ترين رهبران انقلاب اسلامي بود که در تمامي مراحل پر فراز و نشيب مبارزه و نيز در گذار انقلاب نوپاي اسلامي از بحران‌هاي بنيان برافکن سال‌هاي اوليه پيروزي، نقشي بي‌بديل داشت. او به اعتراف دوست و دشمن و به مدد خودسازي روحي و معنوي و نيز توان فوق‌العاده مديريتي، پس از حضرت امام، تأثيرگذارترين شخصيتي بود که در پيشبرد و تثبيت انقلاب اسلامي نقشي اساسي ايفا کرد. همين موقعيت برجسته شهيد بهشتي سبب شد که فرصت‌طلبان و معاندان انقلاب اسلامي، به خيال واهي خويش، با زدن انگ‌ها و تهمت‌ها سعي کنند او را از سر راه بردارند تا به مطامع و منافع دنيوي خود دست يابند، ليکن آيت‌الله بهشتي کسي نبود که با جوسازي معاندان و کج فهمي جاهلان، ميدان مبارزه را خالي کند و عافيت‌طلبي پيشه سازد. مديريت اعتصابات و تظاهرات خياباني، هماهنگي نيروهاي انقلاب در قالب تشکل‌هايي چون جامعه روحانيت و حزب جمهوري اسلامي، مديريت جلسات خبرگان قانون اساسي، مديريت قوه قضاييه و نيز تأليف ده‌ها اثر علمي در حوزه مباحث ديني، بخشي از فعاليت‌هاي وي- چه قبل و چه در فرداي پس از پيروزي انقلاب شکوهمند اسلامي- است. لذا دشمنان تنها چاره کار را در ترور فيزيکي ايشان ديدند و در شامگاه هفتم تير 1360 با به شهادت رساندن آیت‌الله بهشتي، مظلوميت وي و روسياهي خود را در تاريخ ثبت كردند.

 

*حوزه و روحانيت، نه آنچنان که باید به عظمت آن مرد بزرگ به وقت خود پي برده‌اند و نه از ظرفيت عظيم او در عرصه‌هاي مختلف به اندازه کافي، بهره گرفته‌اند

*شهيد بهشتي با همه ظرفيت‌ها و ويژگي‌هايي که داشت، زاييده همين حوزه و از دستاوردهاي شيرين اين حوزه بوده است که جاي بسي خوشبختي است

*توشه‌هايي که مرحوم شهيد بهشتي از اخلاق ديني در حوزه علميه گرفته بود، از او انساني ساخت که در تمام عرصه‌هاي اجتماعي ديني براي فداکاري آماده باشد و شأن و شؤون رايج در برخي از روحانيان، او را از مسئوليت اجتماعي باز ندارد