بسمالله الرحمن الرحيم
هرچه بيشتر زمان ميگذرد، درستي اقدام مردم ايران براي ساقط کردن رژيم شاهنشاهي که در جريان انقلاب اسلامي در سال 1357 به سرانجام رسيد بيشتر آشکار ميشود. از فساد گسترده شاهان قاجار با حرمسراهاي عريض و طويل، حيف و ميل بيتالمال، ظلم فراوان به مردم و وابستگي به دولتهاي بيگانه که بگذريم، دو نسل از شاهان پهلوي و نسل سوم منتظرالحکومه اين سلسله منحوس در نوکري قدرتهاي خارجي و کينهتوزي عليه مردم ايران گوي سبقت را از تمام شاهان و حکام جور ربودهاند.
رضاخان، با اراده دولت انگليس به حکومت رسيد، سلسله قاجار را کنار زد و سلسله پهلوي را تأسيس کرد. او در تمام 16 سالي که بر ايران حکومت کرد برنامههاي انگليس را به اجرا درآورد. ولي هنگامي که احساس کرد هيتلر در حال قدرت گرفتن است به او متمايل شد و همين تمايل به هيتلر باعث شد دولت انگليس او را با دست خالي از ايران اخراج و به جزيره موريس و سپس به ژوهانسبورگ در آفريقاي جنوبي تبعيد کرد که در همان شهر جان داد و پسر ارشدش محمدرضا که او هم به خواست و اراده انگليس بر تخت شاهي نشست حتي اجازه نداشت پدر خود را در تبعيدگاه ببيند يا براي او کاري انجام بدهد. قلدريهائي که رضاشاه براي مردم ايران کرد و متعرض دين و زندگي و اموال مردم شد، نوعي جبران تحقيري بود که او توسط انگليس تحمل ميکرد.
محمدرضا از ابتداي شاه شدن تا روزي که در ديماه 1357 از ايران گريخت يکسره تحت فرمان قدرتهاي خارجي قرار داشت. يکبار در 1332 در جريان نهضت ملي به خارج از کشور فرار کرد و با کودتاي 28 مرداد همان سال که با دخالت و پول آمريکا عليه دکتر مصدق صورت گرفت برگشت و بار دوم در 26 ديماه 1357 در اثر اوج گرفتن انقلاب اسلامي مردم ايران فرار کرد و بعد از مدتي سرگرداني در کشورهاي مختلف از جمله آمريکا سرانجام در مصر جان داد و در همانجا دفن شد.
او آشکارتر از پدرش به قدرتهاي خارجي به ويژه انگليس و آمريکا وابستگي نشان ميداد بطوري که طبق آنچه در خاطرات داريوش همايون وزير علوم دولت شريفامامي آمده با صراحت ميگفت: تا هنگامي که آمريکائيها از من پشتيباني ميکنند ميتوانيم هرچه بخواهيم انجام بدهيم و هيچکس نخواهد توانست ما را از کار بيندازد، آمريکائيها هرگز مرا رها نخواهند کرد.
علاوه بر اين در 14 آبان 1357 با خواندن متن يک پيام، ضمن اينکه گفت «من نيز پيام انقلاب شما ملت را شنيدم»، به وجود ظلم، اختناق، استبداد و بيعدالتي که همگي ناشي از برنامههاي ديکته شده از آمريکا و انگليس بودند اعتراف کرد. او حتي در يکي از سخنرانيهايش گفت فهرست وزرا و نمايندگان مجلس را به ترتيب سفارتخانههاي آمريکا و انگليس به او ميدادند و او مجبور بود همان افراد را به اين سمتها منصوب کند و انتخابات مجلس نيز فقط يک نمايش ظاهري بود.
بعد از اين دو نسل که در اوج وابستگي به بيگانگان بر ايران حکومت کردند، نسل سوم خاندان پهلوي اکنون نزديک نيم قرن است با اموالي که از مردم ايران غارت کرده در آمريکا و اروپا مشغول خوشگذراني است و فرزند ارشد محمدرضا پهلوي بسيار صريحتر از پدرش از وابستگي به آمريکا و حتي رژيم صهيونيستي سخن ميگويد. او اخيراً در يک مصاحبه گفت: «يکي از دلايل عمده برخورد جهاني با ايران به ويژه حمله آمريکا و اسرائيل، حاصل سفر دو سال قبل من به اسرائيل بود. من به آنها گفتم مردم ايران دشمن شما نيستند.»
اين اعتراف، اوج وابستگي نسل سوم پهلويها به بيگانگان را نشان ميدهد و فضاحت اين اعتراف در اينست که علاوه بر دروغي که او درباره ملت ايران به اربابان خود گفته، از آنها خواسته به ايران حمله نظامي کنند و اينهمه کشتار و ويراني بهبار بياورند و مفتضحتر اينکه رژيم صهيونيستي را هم به عنوان ارباب جديد به اربابانش اضافه کرده است. اين سرسپردگيها البته مشکلي از او حل نکرد ولي در اثر حمله مشترک آمريکا و اسرائيل روشن شد که مردم ايران از آمريکا و اسرائيل بشدت بيزارند و براي صيانت از کشور خود آماده هرگونه فداکاري هستند. مسئولان نظام جمهوري اسلامي نيز برخلاف هر سه نسل پهلويها، در برابر تمام فشارهاي دشمنان ايستادند، جان خود را براي کشور و مردمشان فدا و با خود خود ميثاق وفاداريشان به آرمانهاي ملت و منافع ملي را امضا کردند.