موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13406
صلح در نگاه امام ‌خميني

 

 

تاريخ بشر شاهد جنگ‌هاي فراواني بوده ‌است. از اين‌رو جلوگيري از وقوع جنگ و تلاش براي برقراري صلح از آغاز تاريخ زندگي جمعي بشر دغدغه انديشمندان اجتماعي بوده ‌است. در قرآن به ماجراي هابيل و قابيل و گرايش قابيل به ستيزه‌جويي و قتل برادر و تلاش هابيل براي سازش و مصالحه اشاره شده و در کتاب مقدس نيز مردم به صلح با يکديگر و با همه مردم در صورت توان دعوت شده‌اند چنان‌که از حضرت موسي(ع) خواسته شده که پس از آغاز جنگ با دشمنان، آنان را به صلح فرا بخواند و از داود(ع) خواسته که صلح‌طلب باشد و براي تحقق آن بکوشد و درمجموع از صلح‌طلبان ستايش شده ‌است. اسلام نيز آيين صلح و صفاست و مسلمانان را به برادري و برقراري صلح دستور داده‌است. در قرآن خانه خدا و مکه محل اَمن معرفي شده‌است که در آنجا همه مردم احساس آرامش مي‌کنند. پيامبر اکرم (ص) پيمان معروف صلح حديبيه را با مشرکان امضا کرد و امام‌ حسن مجتبي(ع) نيز براي مصالح اسلام و مسلمانان با معاويه صلح کرد.

صلح و جنگ در اسلام

تلاش براي برقراري صلح عادلانه جهاني از مهم‌ترين رسالت‌هاي پيامبران(ع) پس از توحيد و پرستش خدا بوده‌است و صلح در ميان امت مسلمان نظريه اصولي و اساسي اسلام است. قرآن صلح را «خير» و امري پسنديده شمرده‌است و ضمن تأکيد بر آمادگي دفاعي، به پيامبر (ص) دستور داده ‌است که اگر دشمنان به آشتي تن دهند، از صلح و آشتي استقبال کند. در سال هفتم هجري پيامبر اکرم(ص) با شرايط ويژه‌اي با مشرکان قريش در منطقه حديبيه در نزديکي مکه صلح کرد. همچنين اميرالمؤمنين(ع) به مالک اشتر کارگزار خود در مصر سفارش کرد پيشنهاد صلحِ دشمنان را که مورد پسند خداوند است، رد نکند.

امام ‌خميني نيز سازش ميان جامعه ايماني را از امور باارزش و از ويژگي‌هاي اهل آخرت شمرده و از مردم خواسته‌است که اختلافات شخصي، عشيره‌اي و ملکي خود را کنار بگذارند و در رفع اختلاف بکوشند و ميان دو طرف درگيري، آشتي برقرار کنند. ايشان در موردي به فرزند خود سيداحمد خميني هم سفارش کرد که ميان دو نفر از دوستان آشتي برقرار کند. ايشان در ضرورت اصلاح ميان دو گروه از مسلمانان متخاصم به آيه «وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَينَهُما» و ضرورت مقابله با متجاوز براي واداشتن آن به قانون و حکم خدا استدلال کرده ‌است چنان ‌که به استناد برخي از روايات توفيق برقرارساختن صلح ميان مؤمنان را از نعمت‌هايي دانسته‌است که بايد براي آن سجده شکر بجا آورد.

ازسوي ديگر، برخي معاصران ازجمله آیت‌الله مرتضي مطهري برآن‌اند که اسلام نه صلح را به عنوان اصل اولي و ثابت پذيرفته ‌است و نه از جنگ به عنوان اصل اولي و ثابت استقبال کرده‌است. به عقيده مطهري صلح و جنگ در همه جا تابع شرايط و آثار است و مسلمانان در همه زمان‌ها چه در زمان پيامبر اکرم (ص) و چه در زمان اميرالمؤمنين علي(ع) و چه در زمان امام‌حسن(ع) و امام‌حسين(ع) و روزگاران ديگر، بايد به دنبال اسلام و حقوق مسلمانان باشند و اين هدف گاه با جنگ حاصل مي‌شود و گاه با ترک مخاصمه و با صلح.

امام ‌خميني همه انبياي الهي(ع) به‌ويژه پيامبر اسلام(ص) را طرفدار صلح و آرامش جهاني معرفي مي‌کند. ايشان در تير 1358 در پيامي به لئونيد برژنف رئيس وقت اتحاد جماهير شوروي، خواست اسلام و ملت ايران را برقراري صلح و آرامش در جهان برشمرد و در سخني ديگر يادآور شد پيامبر اکرم (ص) همان‌گونه که با مؤمنان سر صلح و سازش داشت، با ديگر مردم جهان هم به جز مفسدان در صلح و صفا به‌سر مي‌برد. ايشان تصريح کرده‌است که به پيروي از اسلام، خواهان آرامش ميان همه کشورهاست و با جنگ مخالف است اما اگر جنگ بر ملت ايران تحميل شود با تمام قوا مقابله خواهد شد. به نظر ايشان ملت‌ها و دولت‌هاي مسلمان افزون بر ترک مخاصمه، بايد در سايه صلح با همديگر برادرانه رفتار کنند و صلح الهي، بدون هر گونه تزوير را پيشه کنند.

شرايط صلح

برقراري آشتي و بستن قرارداد صلح با ديگران داراي شرايطي است که در ادامه به برخي از آنها اشاره مي‌شود.

رعايت حدود الهي

مشروعيت پيمان، اصلي بنيادين در هر صلح است. به نظر امام ‌خميني حديث «جواز صلح ميان مسلمانان جز صلحي که موجب حليت حرام يا حرمت حلال گردد»، عام است و تعهد بر هر حرامي را باطل مي‌سازد. فقهاي اسلام شرط مخالف کتاب و سنت در عقد صلح مانند شرط برگرداندن زنان مسلمان به اردوگاه کفر را باطل مي‌دانند. در نگاه امام ‌خميني همه قراردادها که قهراً قرارداد صلح را نيز دربر مي‌گيرد، بايد بر قرآن عرضه شود و موافقِ قرآن را بايد پذيرفت و مخالف آن را دور افکند. ايشان بارها تأکيد کرده‌است که پيامبران(ع) جنگ و صلحشان براي رضاي خدا بوده ‌است و صلح با انسان‌هاي شرور و مفسدي که در صدد شکست اسلام‌ هستند، برخلاف قرآن و اسلام و عقل و نظام انساني است.

رعايت مصلحت

صلح با دشمن، مشروط به داشتنِ منفعت و مصلحت است. اين شرط مقتضاي حکمت و عقل است و از مناسبت حکم و موضوع نيز استفاده مي‌شود؛ زيرا آيات و رواياتِ نقل شده درباره جواز صلح، صلحِ بدون دليل و مصلحت را دربر نمي‌گيرند. به گفته محقق کرکي، امر به جهاد مقيد به عدم هلاکت است و در صورت ضعف مسلمانان جايز است که صلح را بپذيرند. همچنين مصالح و منافع ديگري چون تبليغ مثبت به سود نظام اسلامي يا هراس از دشمن ديگر و بازداشتن وي از توطئه عليه نظام اسلامي، مي‌تواند از مصالح مورد نظر امام مسلمانان باشد. پذيرش قطعنامه 598 در مورد آتش‌بس با رژيم عراق ازسوي امام ‌خميني به‌رغم تأکيد هميشگي ايشان بر ادامه جنگ تا حصول شرايط ايران نشان‌دهنده لزوم پاي‌بندي به اين عنصر کليدي در پذيرش و عدم پذيرش صلح است.

حفظ عزت و شرافت

مفسران دعوت قرآن به صلح در آيه «وَ تَدْعُوا إِلَي السَّلْمِ» را به صلح شرافتمندانه و به دور از ذلت و خواري و زبوني مسلمانان تفسير کرده‌اند. امام ‌خميني در آغاز مبارزه با رژيم پهلوي، در نامه‌اي به واعظ مشهور محمدتقي فلسفي، با اشاره به نفي ذلت در سخن امام‌ حسين(ع) «هيهات منا الذله»، سازش با رژيم پهلوي را ذلت مسلمانان شمرد. ايشان از مقاومت عزتمندانه ملت ايران و ترجيح آن بر صلح و آسايش ذلت‌بار در برابر دشمنِ بعثي و تحمل سختي‌ها در دوران دفاع مقدس ستايش مي‌کرد و تأکيد داشت ايران در پي صلح شرافتمندانه است. بنابراين بايد متجاوز معلوم، و امنيت ايران تأمين شود. ايشان تأکيد داشت که اسلام، سازشي را که به حيثيت اسلام آسيب وارد کند، نمي‌پذيرد.

پايدار بودن

امام ‌خميني صلحي را مشروع و پسنديده مي‌داند که پايدار باشد و دشمن از تعدي و تجاوز خودداري کند، زيرا صلحي که دشمن بخواهد فرصت به دست بياورد و از سر ناچاري بپذيرد، صلحي ناپايدار است. بنابراين هر زمان که قدرت پيدا کند، آن را نقض مي‌کند و عقل چنين سازشي را نمي‌پذيرد. ايشان بارها به افراد و هيئت‌هاي اعزامي ازسوي سازمان‌هاي بين‌المللي براي صلح ايران و عراق تأکيد مي‌کرد در صورتي که متجاوز حق را بپذيرد، ايشان هم از صلح استقبال مي‌کند و آن را مي‌پذيرد.

وفاي به پيمان

وفاي به عهد پس از انعقاد پيمان صلح واجب است و بايد به آن عمل کرد. بنابراين تعرض به دشمن پس از امضاي قرارداد صلح حرام است و خداوند پيمان‌شکنان را تهديد به مجازات کرده‌است. به نظر امام ‌خميني آيه «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ» عام است و هر عقد و پيماني ازجمله پيمان صلح را دربرمي‌گيرد. همچنين «وفا» از نظر زماني و افرادي نيز نامحدود و مستمر است و همه مسلمانان را دربرمي‌گيرد چنان‌که از آيه «وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ‌الله إِذا عاهَدْتُمْ وَ لا تَنْقُضُوا الْأَيمانَ بَعْدَ تَوْکيدِها» که درباره پيمان پيامبر اکرم(ص) با مشرکان نازل شده نيز وجوب وفا به معاهده برداشت مي‌شود. همچنين خداوند در آيه 90 سوره نساء، مسلمانان را از جنگ با مشرکاني که متقاضي بي‌طرفي در جنگ‌ هستند، منع کرده و آنان را از پيمان‌شکني برحذر داشته ‌است. حديثِ معروف پيامبر اکرم (ص) که «مسلمانان به شروط خود وفادارند» نيز دليل ديگري بر وجوب وفاي به پيمان است. بر همين اساس پيامبر اکرم (ص) در سال ششم هجري در حديبيه با مشرکان قريش پيمان صلح بست و تا هنگامي که مشرکان پيمان را نقض نکردند، پايبند به آن بود ولي پس از شکستن پيمان، تقاضاي آنان را که با اظهار پشيماني از کار خود در صدد تمديد صلح برآمدند، نپذيرفت و در سال هشتم هجري مکه را فتح کرد.

پس از پذيرش قطعنامه 598 در 27/4/1367 ازسوي ايران، رژيم عراق با شرارت‌هايي در صدد هجوم دوباره به خاک ايران بود ولي امام ‌خميني در سخناني بر پايبندي ايران به صلح با عراق در چارچوپ قطعنامه شوراي امنيت و پيش‌قدم ‌نشدن در تضعيف آن تأکيد کرد. ايشان در نامه‌اي به فرماندهان جنگ، پذيرش قطعنامه را تاکتيکي ندانست و به آنان فرمان داد به خاک عراق حمله نکنند و بر پايبندي خود به قطعنامه تا زماني که دشمن به آن پايبند است، تأکيد کرد.

آثار و نتايج صلح

هدف اصلي جنگ با کفار و با مسلمانانِ شورشي عليه نظام اسلامي دفع فتنه يا رهايي مستضعفان از ستم کفار است و مسلمانان با صلح و مصالحه به اين هدف نزديک مي‌شوند. اميرالمؤمنين علي(ع) در عهدنامه خود به مالک اشتر امنيت شهرها و رهايي از دغدغه و آسايش نظاميان را از حکمت‌هاي صلح شمرده ‌است چنان‌که گاهي صلح و برقراري آتش موجب رغبت بيشتر دشمنان به اسلام مي‌شود. پيامبر اکرم(ص) در پرتو صلح با مشرکان قريش در سال ششم هجري فرصت يافت رسالت جهاني خود را اعلام و جهانيان را دعوت به اسلام کند و امام‌ صادق(ع) صلح پيامبر (ص) با مشرکان قريش در حديبيه را بزرگ‌ترين برکت براي اسلام شمرده ‌است. بيشتر مفسران برآن‌اند سوره فتح که خبر از فتح بزرگ پيامبر (ص) مي‌دهد، درباره صلح حديبيه نازل شده‌است.

ازسوي ديگر، از طريق صلح و سازش، زمينه مناسب براي گرايش به اسلام به وجود مي‌آيد و غير مسلمانان مي‌توانند در پرتو صلح از نزديک اسلام را بشناسند و به اسلام گرايش پيدا کنند و مشرکان براي شنيدن سخن خدا و مطالعه درباره اسلام که قرآن آن را تجويز کرده، فرصت مناسب بيابند. امام ‌خميني زندگي مسالمت‌آميز، فراهم ‌شدن زمينه براي بازسازي و عمران و آباداني کشور و ايجاد برادري ميان ملت‌هاي مسلمان را از آثار و نتايج صلح شمرده ‌است.

 

*پيامبر اکرم(ص) در پرتو صلح با مشرکان قريش در سال ششم هجري فرصت يافت رسالت جهاني خود را اعلام و جهانيان را دعوت به اسلام کند و امام ‌صادق(ع) صلح پيامبر (ص) با مشرکان قريش در حديبيه را بزرگ‌ترين برکت براي اسلام شمرده‌است

*امام ‌خميني همه انبياي الهي(ع) به ‌ويژه پيامبر اسلام(ص) را طرفدار صلح و آرامش جهاني معرفي مي‌کند

*امام ‌خميني در نامه‌اي به فرماندهان جنگ، پذيرش قطعنامه را تاکتيکي ندانست و به آنان فرمان داد به خاک عراق حمله نکنند و بر پايبندي خود به قطعنامه تا زماني که دشمن به آن پايبند است، تأکيد کرد