موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13491

عضو شوراي شهر تهران عنوان کرد

صداي منتقدان مديريت شهري بايد در شوراي شهر شنيده شود

عضو شوراي اسلامي شهر تهران با تأکيد بر ضرورت شنيده شدن صداي شهروندان و کارکنان منتقد شهرداري، گفت: محدود کردن امکان طرح و پيگيري انتقاد، مسئله را حل نمي‌کند، بلکه مي‌تواند به کاهش مشارکت اجتماعي منجر شود.

به گزارش خبرنگار ما اقراريان در نطق پيش از دستور خود در جلسه ديروز شوراي اسلامي شهر تهران، با عنوان «صداي شهروندان؛ سرمايه همبستگي و حکمراني شهري»، اظهار کرد: يکي از مهم‌ترين سرمايه‌هاي هر جامعه، اعتماد عمومي و همبستگي اجتماعي است؛ سرمايه‌اي که زماني تقويت مي‌شود که مردم احساس کنند در سرنوشت جامعه خود نقش دارند، صدايشان شنيده مي‌شود و نهادهاي مسئول اداره امور در برابر مطالبات و دغدغه‌هاي آنان پاسخگو هستند.

وي با بيان اينکه در کنار موضوعاتي همچون ترافيک، آلودگي هوا، حمل‌ونقل عمومي، مسکن و فرسودگي بافت‌هاي شهري، رابطه شهروندان با نهادهاي اداره‌کننده شهر و حق شنيده شدن آنان نيز بايد در کانون توجه مديريت شهري قرار گيرد، افزود: پرسش بنيادين اين است که شهر را براي چه کساني اداره مي‌کنيم و معيار موفقيت ما در اداره آن چيست؟

اين عضو شوراي شهر تهران ادامه داد: اگر موفقيت مديريت شهري را صرفاً با تعداد پروژه‌ها، حجم بودجه، قراردادهاي منعقدشده و فعاليت‌هاي تبليغاتي بسنجيم، شايد بتوانيم تصويري از ميزان فعاليت دستگاه‌هاي اجرايي ارائه کنيم، اما همچنان به اين پرسش اساسي پاسخ نداده‌ايم که کيفيت زندگي شهروندان تا چه اندازه بهبود يافته است.

اقراريان با تأکيد بر اينکه پروژه شهري زماني ارزشمند است که مسئله‌اي واقعي از زندگي مردم را حل کند، گفت: پروژه بايد رفت‌وآمد شهروندان را آسان‌تر کند، دسترسي به خدمات را بهبود بخشد، ايمني محله را افزايش دهد و از هزينه‌هاي زندگي شهري بکاهد. روح شهر، شهروندان آن هستند، نه ساختمان‌ها، بنابراين بزرگراه‌ها و پروژه‌هاي عمراني؛ منابع مالي، زيرساخت‌ها و طرح‌هاي عمراني ابزار اداره شهر هستند، نه هدف نهايي آن.

وي با اشاره به ضرورت توجه به احساس اثرگذاري شهروندان در تصميم‌گيري‌هاي شهري، تصريح کرد: بي‌تفاوتي نسبت به سرنوشت شهر با نااميدي از امکان اثرگذاري بر آن يکسان نيست. ممکن است شهروندي همچنان نسبت به آينده محله و شهر خود دغدغه داشته باشد، اما به اين نتيجه رسيده باشد که طرح ديدگاه‌ها و مطالباتش تأثيري بر تصميم‌هاي مديريت شهري ندارد. اين وضعيت را نمي‌توان صرفاً بي‌تفاوتي مردم دانست، بلکه مي‌تواند نشانه‌اي از تضعيف احساس اثرگذاري و فاصله گرفتن شهروند از فرايندهاي تصميم‌گيري باشد.

اين عضو شوراي شهر تهران افزود: شنيدن صداي کارکنان و کارشناسان تهديدي براي سازمان نيست، بلکه فرصتي براي شناخت مسائل دروني، شناسايي خطاها و اصلاح فرايندهاي مديريتي است. اگر شهروندي در بيرون از شهرداري از بيان انتقاد نااميد شود و کارمندي در درون شهرداري نيز احساس کند طرح ديدگاه‌هاي کارشناسي و بيان مشکلات ممکن است براي او هزينه داشته باشد، چگونه مي‌توان انتظار داشت نظام اداره شهر از خطاهاي خود آگاه شود و مسير اصلاح را طي کند؟

وي با تأکيد بر مسئوليت نمايندگي اعضاي شوراي شهر تهران، گفت: شهروندان به نمايندگان خود اعتماد مي‌کنند تا مطالبات، نگراني‌ها و انتقادات آنان را در فرايند تصميم‌گيري و نظارت بازتاب دهند. اين مسئوليت تنها به شنيدن صداي کساني که بيرون از مجموعه شهرداري قرار دارند محدود نيست، بلکه صداي کارکنان و کارشناساني را نيز در بر مي‌گيرد که از درون سازمان با مسائل و مشکلات اداره شهر مواجه هستند.

اين عضو شوراي شهر تهران با طرح سؤالي اظهار کرد: اگر شهروندي احساس کند صدايش شنيده نمي‌شود و نماينده او نيز هنگام بازتاب دادن اين صدا در شورا با محدوديت مواجه شود، چه مسيري براي بيان انتقاد و پيگيري مطالبات او باقي مي‌ماند؟ آيا بايد صداي انتقاد را خاموش کرد يا بايد به آن پاسخ داد؟

اقراريان ادامه داد: سؤال از عملکرد شهردار، نقد تصميم‌هاي مديريت شهري و طرح مطالبات شهروندان و کارکنان منتقد، خارج از فلسفه وجودي شوراي شهر نيست. يکي از کارکردهاي اصلي اين نهاد منتخب آن است که ديدگاه‌هاي متفاوت، پرسش‌هاي انتقادي و مطالبات شهروندان در آن مطرح و پيگيري شود.

وي تأکيد کرد: محدود شدن امکان طرح و پيگيري انتقاد در شورا صرفاً مسئله يک عضو نيست، بلکه مي‌تواند به محدود شدن صداي شهرونداني منجر شود که انتظار دارند مطالباتشان از طريق نماينده خود به گوش مسئولان برسد. نماينده شورا تنها مسئول بازتاب صداي کساني نيست که با او موافقند؛ او در برابر همه شهروندان، اعم از موافقان و مخالفان، رأي‌دهندگان و کساني که رأي نداده‌اند، مسئوليت نمايندگي دارد.