ايران، غول ذخاير گاز و صدرنشين کشفهاي جديد
*علي پوريا
ايران سالهاست که در نقشه انرژي جهان با يک واقعيت مهم شناخته ميشود، کشوري با يکي از بزرگترين ذخاير اثباتشده گاز طبيعي جهان. ايران در رتبه دوم ذخاير گاز قرار دارد و بسته به سال و مبناي آماري، حدود 16 تا 18 درصد ذخاير اثباتشده گاز جهان را در اختيار دارد. اما اهميت ايران فقط به آنچه تاکنون در زير زمين شناسايي شده محدود نميشود، روند اکتشاف نشان ميدهد هنوز بخش مهمي از ظرفيت زمينشناسي کشور درحال شناسايي است. در دولت چهاردهم نيز اين مسير نهتنها متوقف نشده، بلکه با کشف ميدانهاي جديد، وارد مرحلهاي تازه شده است.
اهميت اين موضوع زماني بيشتر آشکار ميشود که بدانيم در فاصله سال 1404 تاکنون، براساس اعلام شرکت ملي نفت ايران، مجموع کشفيات ميدانهاي گازي «تخته» و «پازن» به 17.5 تريليون فوت مکعب رسيده و ايران از نظر حجم گاز کشفشده در اين دوره در صدر جهان قرار گرفته است. اين رقم براي کشوري که در عين برخورداري از ذخاير عظيم گاز با رشد مستمر تقاضاي داخلي و مسئله ناترازي انرژي روبهروست، فقط يک دستاورد اکتشافي نيست، بلکه افزايش پشتوانه منابعي براي دهههاي آينده است.
در ميان اين کشفيات، ميدان گازي «تخته» در جنوب استان فارس جايگاه ويژهاي دارد. براساس دادههاي اعلامشده، حجم گاز درجاي اين ميدان حدود 7500 ميليارد فوت مکعب است و با ضريب بازيافت 72 درصد، حدود 5700 ميليارد فوت مکعب آن قابل برداشت برآورد شده است. به زبان سادهتر، با يک مخزن بزرگ گازي مواجهيم که حجم گاز قابل استحصال آن معادل حدود 15 سال توليد يک فاز استاندارد پارس جنوبي عنوان شده است.
اهميت «تخته» فقط در حجم ذخيره آن نيست. گاز اين ميدان شيرين است و به فرآيند پيچيده شيرينسازي نياز ندارد، ويژگياي که ميتواند در مرحله توسعه، هزينه و پيچيدگي فرآورش را کاهش دهد. علاوه بر گاز، حدود 27 ميليون بشکه ميعانات گازي در اين ميدان وجود دارد که حدود 20 ميليون بشکه آن قابل استحصال برآورد شده است. مجموع اين ظرفيتها، ارزش اقتصادي ميدان را حدود 45 ميليارد دلار برآورد کرده است.
اما شايد مهمترين بخش اين کشف، پيچيدگي فني آن باشد. ميدان تخته ساختاري با طول تقريبي 50 کيلومتر و عرض حدود 4 کيلومتر دارد و به دليل تکرار لايهها و گسلخوردگيهاي متعدد، از پيچيدهترين ساختارهاي اکتشافي کشفشده در دو دهه اخير توصيف شده است. حفاري چاه اکتشافي تا عمق حدود پنج کيلومتري ادامه يافته و پس از حدود 17 ماه عمليات، ورود به مخزن در ضخامت تقريبي 450 متر، وجود حجم قابل توجهي گاز را تأييد کرده است. اهميت اين بخش در آن است که اکتشاف، برخلاف تصور عمومي، صرفاً «پيدا کردن گاز» نيست، ترکيبي از علوم زمين، لرزهنگاري، مدلسازي مخزن، حفاري عميق، آزمايشهاي مخزني و تحليل دادههاي پيچيده است.
نکته قابل توجه ديگر، ايراني بودن زنجيره اين اکتشاف است. مطالعات زمينشناسي و ژئوفيزيکي، حفاري، تجهيزات و فعاليتهاي مهندسي ميدان تخته با اتکا به توان داخلي انجام شده است. در شرايطي که محدوديت دسترسي به فناوري و خدمات خارجي يکي از مشکلات ديرپاي صنعت نفت ايران بوده، موفقيت در کشف يک ساختار پيچيده گازي، نشانه بلوغ بخشي از ظرفيت علمي و مهندسي کشور در حوزه اکتشاف است.
در کنار تخته، کشف ميدان گازي پازن اهميت اين روند را دوچندان کرده است. در سال 1404 اعلام شد که اين ميدان حدود 10 تريليون فوت مکعب به ذخاير گازي ايران اضافه کرده و حدود 7 تريليون فوت مکعب آن با ضريب بازيافت اعلامشده قابل برداشت خواهد بود، با اين حال، آغاز توليد از چنين کشفياتي نيازمند طي شدن فرآيند توسعه و ايجاد تأسيسات لازم است. بنابراين نبايد «کشف» را با «توليد» يکسان دانست. ميان لحظه کشف يک مخزن تا ورود نخستين گاز آن به شبکه، فاصلهاي فني، مالي و زماني وجود دارد.
همين نکته، مهمترين مسئله پيش روي سياستگذاري پس از اين کشفيات است. کشف 17.5 تريليون فوت مکعب گاز زماني به ثروت واقعي تبديل ميشود که براي توسعه ميدان، حفاري چاههاي توليدي، احداث تأسيسات جمعآوري و فرآورش، خطوط انتقال و زيرساختهاي مورد نياز سرمايهگذاري شود. در غير اين صورت، بخش بزرگي از اين ثروت همچنان در زير زمين باقي خواهد ماند. تجربه ايران نيز نشان ميدهد محدوديت سرمايهگذاري و فناوري ميتواند سرعت توسعه منابع گازي را کاهش دهد.
از اين منظر، اکتشافات جديد را بايد بخشي از پاسخ بلندمدت ايران به ناترازي گاز دانست، نه راهحلي فوري براي کمبودهاي امروز. کشف ميدان جديد، ذخيره انرژي آينده را افزايش ميدهد اما رفع ناترازي کوتاهمدت همچنان به مديريت مصرف، کاهش اتلاف، افزايش بهرهوري و توسعه ظرفيتهاي توليد موجود نياز دارد.
با اين حال، ارزش راهبردي اين کشفيات کمتر از اين نيست که ايران نشان داده هنوز در سرزمين خود ظرفيتهاي بزرگ کشفنشدهاي دارد. کشف تخته و پازن در شرايطي که صنعت نفت با محدوديتهاي اقتصادي و فني مواجه است، نشان ميدهد چراغ اکتشاف خاموش نشده است. ايران امروز هم يکي از بزرگترين دارندگان ذخاير اثباتشده گاز جهان است و هم، براساس دادههاي اعلامشده درباره کشفيات 1404 به بعد در صدر حجم کشفهاي جديد قرار گرفته است.
اکنون مسئله اصلي ادامه همين مسير است، افزايش فعاليتهاي اکتشافي، توسعه توان لرزهنگاري و حفاري، تأمين مالي طرحها و تبديل ذخاير کشفشده به ظرفيت توليد. اگر اين حلقه کامل شود، اکتشاف ديگر صرفاً افزودن چند عدد به دفتر ذخاير کشور نخواهد بود بلکه ميتواند به پشتوانهاي براي امنيت انرژي، کاهش ناترازي، تأمين خوراک صنايع و خلق ثروت براي نسلهاي آينده تبديل شود.